یک تجاوزگروهی دیگر!!!

«منیره .خ»، زن جوان کاشمری که چندی پیش مورد تجاوز دسته‌جمعی اراذل و اوباش قرار گرفته بود، در گفتگو با خبرنگار «نسیم» جزئیات تکان‌دهنده‌ای از این حادثه را تشریح کرد.

«منیره .خ»، زن جوان کاشمری در گفتگو با خبرنگار اجتماعی «نسیم» با تشریح جزئیات حادثه تجاوز دسته جمعی تعدادی از اراذل و اوباش منطقه کاشمر به وی گفت: شوهر من اعتیاد دارد و چند سالی است که من و دو فرزندم را به حال خود رها کرده‌ است. مدتی است که با مرد سالم و متشخصی آشنا شده‌ام و بخاطر کمک هایی که به من می‌کرد به او اعتماد کردم. در تاریخ دوم اردیبهشت ماه امسال به همراه این مرد و در حال بازگشت از محل کار به خانه بودیم. محل کار من مشرف به روستای قوژد است. در حالی‌که در بین راه توقف کرده بودیم و در حال صحبت بودیم، صدای چند موتور سوار را شنیدیم که در اطراف ماشین توقف کردند.

وی ادامه داد: 5، 6 نفر موتور سوار، این مرد را از ماشین پیاده کردند و مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و پول، مدارک، طلا و تلفن همراه هر دوی ما را به زور گرفتند. آنها مرا به یک گندمزار بردند و جلوی چشم همدیگر به من تجاوز کردند. یکی از آنها با دوستان دیگرشان تماس گرفت و آنها هم آمدند و به من تجاوز کردند. پس از مدتی تصمیم گرفتند که مرا با موتور به یک محل دیگری منتقل کنند. در بین آنها فردی به نام "چوپان" بود که من او را می‌شناختم و او هم مرا می شناخت.

این زن قربانی تجاوز اضافه کرد: با التماس و گریه از او خواستم که به من کمک کند. او پس از آنکه مرا شناخت، با چاقو، دوستانش را تهدید کرد و مرا سوار یک نیسان کرد و به خانه‌ای برد که دو زن در آنجا بودند و آنها به من لباس و غذا دادند و بعد از کمی استراحت، و به دلیل اوضاع جسمی بدی که داشتم به بیمارستان رفتم. مسئولان بیمارستان به دلیل وخیم بودن حال من، علت آن را پرسیدند که پس از صحبتهای من، آنها مسئولان نیروی انتظامی را در جریان قرار دادند و هم اکنون نیز پرونده در دادسرا در جریان است.

خبری دیگر:

امام جمعه کاشمر از فاجعه تجاوز گروهی در روستای قوژد خبر داده است. گفته می‌شود در این تجاوز گروهی، بیش از 10 نفر یک زن را مورد آزار و اذیت قرار دادند.

به گزارش خبر آنلاین، پس از انتشار جرئیات فاجعه تجاوز گروهی به جمعی از زنان در خمینی شهر اصفهان، این بار خبر از تجاوز گروهی دیگری در روستای قوژد (ghoojd) از توابع کاشمر واقع در استان خراسان رضوی می‌رسد. گفته می‌شود در این ماجرا، بیش از 10 نفر به زنی در اراضی اطراف روستای قوژد از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشمر، به صورت گروهی، تجاوز به عنف کرده‌اند.

به گفته ضابطان قضایی این شهرستان، هم اکنون بیش از 10 نفر از متجاوزان، در زندان وکیل آباد مشهد، در بازداشت به سر می‌برند و قاسم یعقوبی، امام جمعه این شهر نیز روز گذشته از دستگاه قضایی و نیروی انتظامی، درباره روند رسیدگی به این پرونده انتقاد کرده است. امام جمعه کاشمر و نماینده ولی فقیه در این شهر در خطبه‌های نماز جمعه دیروز خود گفت: «تجاوزات دسته جمعی و سازماندهی شده به نوامیس مردم در شهر دارالمومنین مایه تأسف است.»

خباز، نماینده این شهرستان نیز در گفتگو با خبرآنلاین از وقوع تجاوز جمعی در یکی از روستاهای حوزه انتخابیه خود خبر داد و به ذکر این توضیح کلی بسنده کرد که: «جزئیات این تجاوز را نپرسیده ام و در جریان موضوع نیستم.»

فاجعه روستای قوژد

هر چند هیچ یک از مسئولان شهرستان کاشمر حاضر به اطلاع رسانی دقیق در این باره نیستند و تنها به ذکر جملات کلی در بیان این جرم، اکتفا می‌کنند، ولی یکی از ضابطان قضایی سپاه پاسداران، در گفت‌وگو با خبرآنلاین، جزئیات پرونده روستای قوژد را بیان می‌کند.

مصطفی قریشی می‌گوید: «یک ماه و نیم پیش، مردم روستای قوژد در تماس تلفنی با ضابطان قضایی، خبر از یک تجاوز جمعی در اراضی اطراف این روستا به یکی از زنان اهل روستا می‌دهند. نیروهای بسیج به محل اعزام می‌شوند و تعدادی از متهمان را بازداشت و به کلانتری مربوطه ارجاع می‌دهند. ولی به دلیل اینکه فرد مورد تجاوز، توسط متجاوزان از محل دور شده بود، شاکی خصوصی حضور نداشت و به همین دلیل، اراذل و اوباش دستگیر شده، آزاد می‌شوند.»

هر چند وی از برخورد مقامات قضایی با نیروهای بسیج به دلیل آنچه «فقدان شاکی خصوصی در پرونده» گفته شد، خبر داد، اما در تشریح نحوه دستگیری مجدد متجاوزان توضیح می‌دهد: «پس از یکی دو روز و درمان خانم مورد تجاوز، وی با مراجعه به دادسرا، طرح شکایت می‌کند و به دلیل اینکه پرونده مربوط به شکایت «تجاوز به عنف» بوده، در صلاحیت دادگاه کیفری استان در مشهد قرار می‌گیرد. با هماهنگی دادستان استان، اکیپی از نیروی انتظامی، وارد روستای قوژد می‌شود و تعدادی از متهمان را دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد منتقل می‌کند.»

گفته می‌شود بیش از 15 نفر از متجاوزان در بازداشت به سر می‌بردند که تعدادی از آنها آزاد شده‌اند. مظلومی دادستان کاشمر حاضر نشد به خبرآنلاین درباره جزئیات این پرونده، چیزی بگوید و به ذکر این نکته بسنده کرد که: «پرونده در اختیار دادستانی استان است و قرار شده از طریق اداره کل روابط عمومی استان، اطلاع رسانی شود.»

گلایه‌های امام جمعه

شاید به دلیل آزادسازی ابتدای وقوع جرم و پس از آن، دستگیری مجدد متهمان و گذشت بیش از یک ماه از دستگیری این افراد است که قاسم یعقوبی، امام جمعه کاشمر این چنین به نیروی انتظامی و قوه قضائیه، از تریبون نماز جمعه انتقاد می‌کند: «دستگاه قضایی و نیروی انتظامی باید به موقع وارد عمل شوند زیرا اگر مردم ببینند دستگاه قضا و نیروی انتظامی توان و فرصت این کار را ندارند خود وارد عمل خواهند شد.»

وی با اشاره به اینکه اگر مردم ببینند در روز روشن به ناموسشان تجاوز می‌شود و کسی نیست که برخورد کند، افزود: «در این شرایط هرج و مرج به وجود می‌آید که اثرات آن بدتر است.»

یعقوبی در نماز جمعه گذشته کاشمر گفته است: «کسانی که به صورت گروهی، سازماندهی شده و با سلاح به نوامیس مردم تجاوز می‌کنند، مصداق روشن مفسد فی‌الارض هستند.»

امام جمعه کاشمر در گفت‌وگو با خبرآنلاین، بار دیگر گلایه‌های خود را از دستگاه قضایی مطرح کرد: «هنوز هیچ کاری برای پرونده نشده و نظرم، همان است که در نماز جمعه گفتم.»

در روزهای اخیر، اخباری از تجاوز جمعی اراذل و اوباش به مردم، در کشور منتشر شده. در آخرین این موارد، گروهی از اراذل خمینی شهر به باغی در حومه این شهر حمله کردند و با بستن دست مردان، به صورت گروهی، زنان را مورد اذیت و آزار قرار دادند. در این پرونده، 12 متهم مورد شناسایی قرار گرفته‌اند که با اقدام پلیس، 8 تن دستگیر شده و بقیه، فراری هستند.


قتل فرناز6ساله

ایران: دختر خردسال كه در پي بيماري شديد روحي رواني مادرش از دو سال قبل دور از او در خانه مادربزرگ زندگي مي‌كرد قرباني اختلاف‌هاي خانوادگي شد.

عصر يكشنبه - 22 خرداد - پيكر خونين و نيمه‌جان دختر كوچولويي به نام فرناز به بيمارستاني در شرق تهران منتقل شد. تيم پزشكي با مشاهده وضعيت وخيم و خونريزي شديد دخترك بلافاصله او را به اتاق عمل منتقل كرد و تلاش براي نجات او آغاز شد.

از سوي ديگر موضوع به مأموران كلانتري 147 گلبرگ اعلام و دقايقي بعد نيز مأموران پليس براي تحقيق در اين‌باره راهي بيمارستان شدند. آنها در نخستين بررسي‌ها دريافتند دختر كوچولو از سوي عمويش هدف ضربه‌هاي كارد قرار گرفته است. بلافاصله تلاش براي دستگيري متهم آغاز شد، اما مأموران دريافتند وي از خانه گريخته است.

در حالي كه رديابي‌هاي پليسي در اين‌باره ادامه داشت، عصر سه‌شنبه - 24 خرداد - با وجود تلاش پزشكان دختربچه بر اثر شدت خونريزي و جراحات وارده در بيمارستان جان باخت. با اعلام خبر قتل فرناز به دادسراي جنايي تهران، محمد شهرياري - بازپرس كشيك ويژه قتل - همراه تيمي از كارآگاهان راهي بيمارستان شدند. بلافاصله نيز بازپرس جنايي دستور رديابي و دستگيري متهم به قتل را صادر كرد. بدين‌ترتيب ساعتي بعد متهم فراري در اطراف محل كارش شناسايي و دستگير شد.

وي پس از انتقال به شعبه اول بازپرسي دادسراي جنايي تهران ضمن اعتراف به قتل برادرزاده‌اش گفت: پدر و مادر فرناز از دو سال قبل به‌طور غير‌رسمي از هم جدا شده بودند، مادر دختربچه به‌خاطر مشكلات شديد روحي رواني توانايي نگهداري از تنها فرزندش را نداشت، به همين خاطر برادرم همسرش را به خانه پدر و مادرش در شهرستان برد و نگهداري از فرناز هم به مادرم سپرده شد. مادرم عاشقانه فرناز را دوست داشت و او را از خود جدا نمي‌كرد. اما روز حادثه بر سر موضوعي با مادرم درگيري لفظي پيدا كردم، بعد هم از شدت عصبانيت تهديدش كردم كه نوه‌اش را خواهم برد، اما مادرم بشدت مقاومت كرد و در يك لحظه كنترلم را از دست داده و با چاقو دو ضربه به شكم و سينه بچه زدم. با ديدن بدن خونين و نيمه‌جان فرناز وحشت‌زده فرار كردم و چند روز بعد هم فهميدم او جان سپرده است.

قاضي پرونده همزمان با صدور دستور بازداشت متهم براي رفع ابهامات پرونده و همچنين كشف انگيزه جنايت دستور تحقيق و بازجويي از پدر و مادربزرگ فرناز را صادر كرد.

سه نفر از عاملان اصلی جنایت خمینی شهر اصفهان هنگام فرار از كشور در زاهدان دستگیر شدند.

جانشین فرماندهی انتظامی استان سیستان و بلوچستان گفت: ساعاتی پیش ماموران پلیس آگاهی این استان با همكاری گروه های اعزامی از پلیس آگاهی استان اصفهان و پشتیبانی اطلاعاتی پلیس امنیت عمومی استان سه نفر از عاملان اصلی پرونده جنایت خمینی شهر اصفهان را دستگیر كردند.

چهارشنبه چهار خرداد، در مهمانی خانوادگی‌ در یكی از باغ هـای اطراف خمینی شهر كه شركت كنندگان آن بدون رعایت موازین به جشن وپایكوبی مشغول بودند، عده ای اراذل و اوباش منطقه با اطـلاع از این موضوع و هماهنگی با دیگر دوستان خـود ضمن ورود به داخل باغ، زنان و دختران آنان را مورد اذیت و آزار جنسی قرار دادند.

سرهنگ طاهر افزود: با تلاش و پیگیری های مستمر ماموران پلیس آگاهی، مخفیگاه این متهمان كه به قصد خروج از كشور وارد سیستان و بلوچستان شده بودند در مناطق حـاشیه شهر زاهـدان شناسایی و به صورت نـامحسوس تحت نظر قرار گرفت.

وی گفت: ساعاتی پیش در عملیاتی ویژه و با اقدام به موقع ماموران پلیس آگاهی این سه متهم 19، 26 و 27 ساله قبل از اینكه موفق به فرار شوند به چنگ ماموران قانون افتادند.

جانشین فرماندهی انتظامی استان سیستان و بلوچستان تصریح كـرد: از متهمان یك دستگاه خودرو پژو، چند فقره چك و 10 عدد سیم كارت توقیف شد.

سرهنگ طـاهر افـزود: در این عملیات همچنین فردی كه قصد داشت متهمان را از كشور خارج كند دستگیر شد.

جانشین فرماندهی انتظامی استان سیستان و بلوچستان گفت: دستگیر شدگان سوابق كیفری چـون نزاع، اخلال در نظم عمومی و قاچاق مواد مخدر در پرونده خود دارند.

...وبالاخره اعدام متجاوز به دختر 8ساله بعداز 2 سال (زودنبود!!!)

فردی كه در پی تجاوز به دختری خردسال در نی‌ریز استان فارس به اعدام محكوم شده بود، در ملاء عام به دار مجازات آویخته شد.

به گزارش ایسنا، محمد شبانی ـ دادستان عمومی و انقلاب نی‌ریز ـ در این زمینه با بیان اینكه محكوم‌علیه در سال 88 دختری هشت ساله به نام «نازنین» را مورد تجاوز قرار داده بود، اظهار كرد: این مجرم سه روز پس از ارتكاب جرم، دستگیر شد و پس از طی مراحل قانونی در شعبه چهارم دادگاه كیفری استان فارس مورد محاكمه قرار گرفت.

وی ادامه داد: با صدور حكم اعدام از سوی هیئت قضایی شعبه مذكور، این رای پس از تایید شعبه ششم دیوان عالی كشور، در ملاء عام به مرحله اجرا درآمد.

بر اساس گزارش روابط عمومی دادگستری استان فارس، دادستان نی‌ریز با اشاره به رویكرد دستگاه قضایی گفت: دادگستری استان فارس با قاطعیت با جرائم خشن و مهم برخورد خواهد كرد و استان فارس و شهرستان نی‌ریز برای مجرمان نا امن خواهد بود.

مادر5جانبازدرآستانه مرگ! بنیادجانبازان کجاست؟!!!

آقای مسئول، آیا تا به حال با تور سیاحتی پا برهنگان این مملکت که به صدقه سر آنها شما امروز رئیس شده اید به گردش رفته اید؟! بیائید یک بار هم شده از آن صندلی مخملتان پائین آمده و با اتوبوس فقرا همراه شوید و ببینید کجا می بردتان، ببینید آن مادرانی که هزاران شهید و جانباز را در دامان خود پرورش داده اند در کدامین دخمه زندگی می کنند؟!

به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهدای ایران، فرخ امینی صالح پور یکی از هزاران مادر شهیدی است که با آنکه 5 جانباز تقدیم انقلاب کرده امروز با جسم بیمارش مجبور است به دلیل مشکلات مالی در زیر زمین کثیف و محقر خانه ای در محله شاد آباد زندگی کند.

این مادر 77 ساله به مدت 3 سال است که در این مکان استیجاره ای زندگی می کند و به دلیل کمبود اکسیژن موجود در فضای زیر زمین چندین بار بی هوش شده است.

نکته تاسف بار دیگر این است که بارها از طرف شهرداری تهران برای ایشان اخطاریه صادر شده است که این مکان انباری بوده و مجوز مسکونی ندارد.

اما سوالی که در اینجا مطرح می گردد این است که وظیفه کدام ارگان است به خانواده های شهدا و جانبازان رسیدگی نماید؟ آیا بایدبرویم سراغ سازمان های هوانوردی و تربیت بدنی که کسی جوابگو باشد.

آقایان مسئول لطفا این عکس ها را ببینید:

و چه خوش گفت و حسبك داء آن تبيت ببطنة و حولك اكباد تحنّ الى القدّ « تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى باشند در آرزوى پوست بزغاله ‏اى »

فقردرایران!حتمادروغه!!!

عصرايران نوشت:

عكس‌هاي زير را كه از خبرگزاري‌هاي داخلي است نگاه كنيد؛ هيچ كدام از اينها فتوشاپي نيستند و همه‌شان هم مربوط به كشور ايران هستند،‌ از خوزستان گرفته تا چابهار و تهران.
بعد از ديدن عكس‌ها، ‌چند سطر انتهايي صفحه را هم بخوانيد!














































































بخشي از سخنراني محمود احمدي ن‍ژاد در خرداد 1390، ‌همين چند روز پيش:

من به کشورهایی سفر کردم که از ذخایر معدنی سرشارند، اما در خیابان‌ها مردم پابرهنه و گرسته‌اند. فقر، بی‌سوادی، عدم بهداشت هست. در بسیاری از شهرها و روستاها آب سالم و آشامیدنی نیست. اما همزمان سرمایه‌داران آمریکایی و اروپایی تمام آن معادن را غارت می‌کنند و می‌برند و حتی یک درصد از آنها را در اختیار ملت‌ها قرار نمی‌دهند.

يك سوال: در ايران داراي معادن سرشار كه الحمدلله سرمايه‌داران آمريكايي و اروپايي معادنمان را غارت نمي‌كنند؛ ‌پس ماجرا چيست كه در همين مملكت خودمان، درست مانند آن كشورهايي كه احمدي‌ن‍ژاد رفته و ديده،‌ خيلي‌ها در فقر و عدم بهداشت و محروميت از آب آشاميدني سابق و پابرهنگي و... در سطحي وسيع وجود دارد؟ تازه آقاي احمدي نژاد فروش كليه در آن كشورهاي ديگر براي امرار معاش را نگفت، ‌در حالي كه در پايتخت خودمان، ‌خيلي‌ها براي تامين زندگي‌شان، ‌كليه و حتي قرنيه چشمشان را فروخته‌اند و مي فروشند.

کجای کاریم که ماه قبل نیز چشم یک ناهی منکر کور شد!

تکرار حمله به یک روحانی عامل امر به معروف/ تخلیه کامل چشم
امام جماعت مسجد انصار الحسین (ع) تهران اردیبهشت امسال در اثر ضربه‌ یکی از اراذل چشم چپش را از دست داده است به طوری که پزشکان بیمارستان لبافی نژاد مجبور به تخلیه چشم او شدند.

حجت الاسلام سید محمود مصطفوی منتظری به خبرنگار مهر گفت: روز دهم اردیبهشت ماه امسال در محدوده خیابان 30 متری نیروی هوایی دختر و پسری را دیدم که پس از نهی از منکر به آنها، پسر جوان به من فحاشی کرد. اهمیتی ندادم و به راهم ادامه دادم ولی پسر جوان به سمتم حمله ور شد و با مشتش به صورتم زد.

وی با بیان اینکه حدس می زنم پسر جوان وسیله ای در دست داشت و با آن به چشم چپم ضربه وارد کرد گفت: ضربه به حدی بود که دیگر متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و فقط فریاد می زدم که چشمم کور شد.



پارک محل وقوع حادثه

حجت الاسلام مصطفوی گفت: پس از این حادثه به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شدم و در روز یازدهم اردیبهشت ماه به دلیل شدت ضربه و جراحت، پزشکان چشم چپم را تخلیه کردند و اکنون از چشم مصنوعی استفاده می کنم.

وی ادامه داد: همان زمان ماموران نیروی انتظامی در بیمارستان، شکایتی را تنظیم کردند. اکنون نیز اعلام کرده اند که باید برای شناسایی چهار مظنون به اداره آگاهی تهران بروم.

روز 16 خردادماه حجت الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که برای نجات یک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگی کرد، در آستانه نابینایی چشم راست خود قرار گرفت ولی با عمل جراحی چشم در بیمارستان رسول‌ اکرم(ص) خطر تخلیه چشم او برطرف شد.

کجاییدباغیرتهای شهر؟!!! ماکه ازشعارهای عدالتخواهی دولتمردانمون خسته شدیم!!!

امام جماعت دانشگاه علوم پزشكی تهران به دلیل اقدام برای نجات یك دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش در خیابان شریعتی تهران، در آستانه نابینایی از یك چشم قرار گرفت.

به گزارش فارس؛ حجت‌الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشكی تهران كه شب گذشته برای نجات یك دختر جوان از چنگال 2 نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگی كرده و هم‌اكنون در پی نجات دادن این دختر، در آستانه نابینایی چشم راست خود قرار گرفته است، در بخش اورژانس بیمارستان فارابی تهران و در حالی كه خون چشم وی تمام لباس‌های وی را پوشانده بود، در تشریح این واقعه به فارس گفت: ساعت 22 شب سه‌شنبه در خیابان شریعتی، پائین‌تر از خیابان ملك به همراه 2 نفر همراه داخل خودروی خود در حال عبور بودیم كه ناگهان صدای فریادهای دختر جوان را شنیدیم.

مجروح شدن حجت الاسلام فروزش توسط اراذل و اوباش در تهران

وی افزود: بلافاصله پس از شنیدن این فریادها به سمت صدا حركت كرده و مشاهده كردیم كه 2 نفر از اراذل و اوباش سوار بر یك موتور برای ربایش یك دختر جوان اقدام كرده‌اند. این اراذل و اوباش قصد داشتند به زور، دختر جوان را سوار بر موتور كرده و با خود ببرند اما این دختر با فریادهای خود درخواست كمك كرده و از سوار شدن خودداری می‌كرد و 2 پسر جوان نیز وی را ضرب و شتم كرده و مورد هتاكی قرار می‌دادند.

حجت‌الاسلام فروزش ادامه داد: با مشاهده این صحنه برای نجات دادن دختر به سمت اراذل و اوباش مهاجم یورش بردیم، اما با مقاومت این مهاجمان روبرو شده و درگیر شدیم. در هنگام درگیری، یكی از آنها كه شیشه نوشابه‌ای در دست داشت، این شیشه را با زدن به بدنه موتور شكست و سپس با آن چندین ضربه به چشم راست من وارد كرد كه نتیجه‌اش را مشاهده می‌كنید.

مجروح شدن حجت الاسلام فروزش توسط اراذل و اوباش در تهران
به گزارش فارس، ضربات وارد شده بر چشم راست حجت‌الاسلام فروزش بسیار شدید بوده و به گفته یكی از پزشكان حاضر در اورژانس بیمارستان فارابی احتمال تخلیه شدن چشم راست این روحانی از خودگذشته و ایثارگر بسیار زیاد است.

حجت‌الاسلام فروزش در ادامه گفت‌وگوی خود با خبرنگار خبرگزاری فارس گفت: الحمدلله هرچند به قیمت مجروح شدن شدید یك چشم، موفق شدیم این دختر را از چنگال اراذل و اوباش و دزدان ناموس مردم نجات دهیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام فروزش دقایقی پس از گفت‌وگوی خود با فارس به علت خونریزی شدید چشم راست خود بیهوش شد.

انتقال حجت الاسلام فروزش از بخش اورژانس به اتاق عمل توسط كادر درمانی بیمارستان فارابی در تهران

این روحانی از خودگذشته به علت شدت جراحات وارده و برای جراحی به بیمارستان حضرت رسول(ص) منتقل شد.

براستی اگرعدالت اجراشودبازهم شاهداین وقایع خواهیم بود؟

شکنجه پسر 4 ساله

شکنجه شدن پسر 4 ساله تهراني، والدين جوان او به عنوان عاملان کودک‌آزاري از سوي پليس دستگير شدند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.

خودروي سواري مقابل بيمارستان کودکان مفيد توقف کرد و زني جوان در حالي که پسر کوچولويي را بغل کرده بود، سراسيمه از خودرو پياده و وارد بيمارستان شد.

زن با ترس و وحشت درخواست مي‌کرد فرزندش نيما را نجات دهند:« باور کنيد من فقط او را کتک زدم، قصد آسيب رساندن به او را نداشتم.»

در حالي که زن ضجه مي‌زد، مردي جوان هراسان به سمتش آمد تا او را آرام کند، اما زن وي را به کناري هُل داد و دوان دوان به سمت در ورودي اورژانس رفت.

درپي اين درخواست، پرستاران به کمک او شتافتند و کودک را که بي‌هوش بود و به سختي نفس مي‌کشيد، به بخش کودکان انتقال دادند. زن جوان و مردي که همراهش ايستاده بود، بي‌قراري مي‌کردند و هر دو با التماس از پزشکان مي‌خواستند فرزندشان را نجات دهند.

آثار شکنجه بر بدن کودک

پزشکان در بررسي وضعيت کودک با مشاهده آثار کبودي زير چشمانش و سوختگي در بدن نحيف وي متوجه شدند او بارها شکنجه شده است.

پزشک معالج کودک با اطلاع از اين موضوع، ماموران حراست بيمارستان را خبر کرد و خواست با پليس تماس بگيرند و از خروج والدين پسر 4 ساله از بيمارستان جلوگيري کنند.

دقايقي بعد ماموران کلانتري قلهک تهران عازم بيمارستان شدند و با هماهنگي قضايي والدين جوان نيماکوچولو را بازداشت و به کلانتري منتقل کردند.

تلاش براي نجات جان نيماي 4 ساله ادامه يافت تا اين‌که او بعد از چند ساعت دست و پنجه نرم کردن با مرگ به هوش آمد.

روز بعد با به هوش آمدن نيما، پرستاران هنگام بررسي وضعيت جسماني او مشاهده کردند ناخن يکي از انگشتان نيما با انبر کشيده شده، آلت تناسلي‌اش سوخته و بخشي از پوست سرش نيز کنده شده است.

شواهد نشان مي‌داد اين کودک مدت‌هاست شکنجه مي‌شده است.

با مشخص شدن اين موضوع، روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله جديدي شد و والدين پسر آسيب‌ديده به طور جداگانه در کلانتري قلهک تهران بازجويي شدند.

اعتراف مادر به کتک زدن کودک

مادر نيما به پليس گفت: 15 سال پيش ازدواج کردم و در اين مدت با شوهرم هيچ اختلافي نداشتيم. يک هفته پيش وقتي با دو فرزندم به خانه پدري‌مان در شهر تبريز رفتيم، پسر 2 ساله‌مان نزد آنها ماند و نيما را با خود به تهران آورديم.

زن متهم افزود: نيما در نبود برادرش مدام بي‌قراري مي‌کرد. از اين وضع خسته شده بودم عصر حادثه وقتي به خانه بازگشتم، ديدم نيما و پسر همسايه‌مان خانه را به هم ريخته‌اند و شيطنت مي‌کنند. عصباني شده و پسر همسايه را از خانه بيرون کردم. نيما را هم به اتاق برده و کتکش زدم. التماس و گريه‌هاي کودکانه‌اش در من اثر نمي‌کرد.

متهم افزود: ابتدا چند سيلي به سر و صورتش زدم. بعد با سيخ چند ضربه به او زدم که بدحال شد و زمين افتاد. چند بار صدايش زدم ولي جواب نداد. ترسيده بودم. در تماس با شوهرم، ماجرا را برايش گفته و خواستم هرچه زودتر به خانه بيايد.متهم ادامه داد: شوهرم به محض ورود به خانه و ديدن نيما وحشت کرد. باور نمي‌کرد آنقدر او را زده‌ام که بيهوش شده است.

وي اضافه کرد: 2 نفري پسرمان را به بيمارستان رسانديم. باور کنيد فقط همين يک بار نيما را کتک زدم.

پدر، همسرش را بي‌گناه و خود را مقصر دانست

درپي اظهارات زن متهم، شوهرش در بازجويي ادعاهاي همسرش را نپذيرفت و گفت:‌شکنجه پسرم نيما، کار من بود.همسرم بي‌گناه است. نيما در خانه خيلي شيطنت مي‌کرد و هربار که من و مادرش را اذيت مي‌کرد و به حرف‌هايمان گوش نمي‌داد، او را بشدت کتک زده و موهايش را مي‌کندم.درپي اظهارات متناقض اين زن و شوهر جوان، براي آنها قرار قانوني صادر شد.

وضعيت عمومي نيما، پسر 4 ساله رضايتبخش اعلام شده است. او اکنون در بخش جراحي کودکان بيمارستان مفيد تهران بستري است.

شکنجه پسر 4 ساله توسط والدين جوان او

شکنجه هانیه ی 8 ساله توسط ناپدری سنگدل نشانه دیگری ازعدالت! دردستگاه قضا