مادر5جانبازدرآستانه مرگ! بنیادجانبازان کجاست؟!!!

آقای مسئول، آیا تا به حال با تور سیاحتی پا برهنگان این مملکت که به صدقه سر آنها شما امروز رئیس شده اید به گردش رفته اید؟! بیائید یک بار هم شده از آن صندلی مخملتان پائین آمده و با اتوبوس فقرا همراه شوید و ببینید کجا می بردتان، ببینید آن مادرانی که هزاران شهید و جانباز را در دامان خود پرورش داده اند در کدامین دخمه زندگی می کنند؟!

به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهدای ایران، فرخ امینی صالح پور یکی از هزاران مادر شهیدی است که با آنکه 5 جانباز تقدیم انقلاب کرده امروز با جسم بیمارش مجبور است به دلیل مشکلات مالی در زیر زمین کثیف و محقر خانه ای در محله شاد آباد زندگی کند.

این مادر 77 ساله به مدت 3 سال است که در این مکان استیجاره ای زندگی می کند و به دلیل کمبود اکسیژن موجود در فضای زیر زمین چندین بار بی هوش شده است.

نکته تاسف بار دیگر این است که بارها از طرف شهرداری تهران برای ایشان اخطاریه صادر شده است که این مکان انباری بوده و مجوز مسکونی ندارد.

اما سوالی که در اینجا مطرح می گردد این است که وظیفه کدام ارگان است به خانواده های شهدا و جانبازان رسیدگی نماید؟ آیا بایدبرویم سراغ سازمان های هوانوردی و تربیت بدنی که کسی جوابگو باشد.

آقایان مسئول لطفا این عکس ها را ببینید:

و چه خوش گفت و حسبك داء آن تبيت ببطنة و حولك اكباد تحنّ الى القدّ « تو را اين درد بس كه شب با شكم سير بخوابى و در اطراف تو گرسنگانى باشند در آرزوى پوست بزغاله ‏اى »

فقردرایران!حتمادروغه!!!

عصرايران نوشت:

عكس‌هاي زير را كه از خبرگزاري‌هاي داخلي است نگاه كنيد؛ هيچ كدام از اينها فتوشاپي نيستند و همه‌شان هم مربوط به كشور ايران هستند،‌ از خوزستان گرفته تا چابهار و تهران.
بعد از ديدن عكس‌ها، ‌چند سطر انتهايي صفحه را هم بخوانيد!














































































بخشي از سخنراني محمود احمدي ن‍ژاد در خرداد 1390، ‌همين چند روز پيش:

من به کشورهایی سفر کردم که از ذخایر معدنی سرشارند، اما در خیابان‌ها مردم پابرهنه و گرسته‌اند. فقر، بی‌سوادی، عدم بهداشت هست. در بسیاری از شهرها و روستاها آب سالم و آشامیدنی نیست. اما همزمان سرمایه‌داران آمریکایی و اروپایی تمام آن معادن را غارت می‌کنند و می‌برند و حتی یک درصد از آنها را در اختیار ملت‌ها قرار نمی‌دهند.

يك سوال: در ايران داراي معادن سرشار كه الحمدلله سرمايه‌داران آمريكايي و اروپايي معادنمان را غارت نمي‌كنند؛ ‌پس ماجرا چيست كه در همين مملكت خودمان، درست مانند آن كشورهايي كه احمدي‌ن‍ژاد رفته و ديده،‌ خيلي‌ها در فقر و عدم بهداشت و محروميت از آب آشاميدني سابق و پابرهنگي و... در سطحي وسيع وجود دارد؟ تازه آقاي احمدي نژاد فروش كليه در آن كشورهاي ديگر براي امرار معاش را نگفت، ‌در حالي كه در پايتخت خودمان، ‌خيلي‌ها براي تامين زندگي‌شان، ‌كليه و حتي قرنيه چشمشان را فروخته‌اند و مي فروشند.

کجای کاریم که ماه قبل نیز چشم یک ناهی منکر کور شد!

تکرار حمله به یک روحانی عامل امر به معروف/ تخلیه کامل چشم
امام جماعت مسجد انصار الحسین (ع) تهران اردیبهشت امسال در اثر ضربه‌ یکی از اراذل چشم چپش را از دست داده است به طوری که پزشکان بیمارستان لبافی نژاد مجبور به تخلیه چشم او شدند.

حجت الاسلام سید محمود مصطفوی منتظری به خبرنگار مهر گفت: روز دهم اردیبهشت ماه امسال در محدوده خیابان 30 متری نیروی هوایی دختر و پسری را دیدم که پس از نهی از منکر به آنها، پسر جوان به من فحاشی کرد. اهمیتی ندادم و به راهم ادامه دادم ولی پسر جوان به سمتم حمله ور شد و با مشتش به صورتم زد.

وی با بیان اینکه حدس می زنم پسر جوان وسیله ای در دست داشت و با آن به چشم چپم ضربه وارد کرد گفت: ضربه به حدی بود که دیگر متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و فقط فریاد می زدم که چشمم کور شد.



پارک محل وقوع حادثه

حجت الاسلام مصطفوی گفت: پس از این حادثه به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شدم و در روز یازدهم اردیبهشت ماه به دلیل شدت ضربه و جراحت، پزشکان چشم چپم را تخلیه کردند و اکنون از چشم مصنوعی استفاده می کنم.

وی ادامه داد: همان زمان ماموران نیروی انتظامی در بیمارستان، شکایتی را تنظیم کردند. اکنون نیز اعلام کرده اند که باید برای شناسایی چهار مظنون به اداره آگاهی تهران بروم.

روز 16 خردادماه حجت الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که برای نجات یک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگی کرد، در آستانه نابینایی چشم راست خود قرار گرفت ولی با عمل جراحی چشم در بیمارستان رسول‌ اکرم(ص) خطر تخلیه چشم او برطرف شد.

براستی اگرعدالت اجراشودبازهم شاهداین وقایع خواهیم بود؟

شکنجه پسر 4 ساله

شکنجه شدن پسر 4 ساله تهراني، والدين جوان او به عنوان عاملان کودک‌آزاري از سوي پليس دستگير شدند و تحقيقات از آنها ادامه دارد.

خودروي سواري مقابل بيمارستان کودکان مفيد توقف کرد و زني جوان در حالي که پسر کوچولويي را بغل کرده بود، سراسيمه از خودرو پياده و وارد بيمارستان شد.

زن با ترس و وحشت درخواست مي‌کرد فرزندش نيما را نجات دهند:« باور کنيد من فقط او را کتک زدم، قصد آسيب رساندن به او را نداشتم.»

در حالي که زن ضجه مي‌زد، مردي جوان هراسان به سمتش آمد تا او را آرام کند، اما زن وي را به کناري هُل داد و دوان دوان به سمت در ورودي اورژانس رفت.

درپي اين درخواست، پرستاران به کمک او شتافتند و کودک را که بي‌هوش بود و به سختي نفس مي‌کشيد، به بخش کودکان انتقال دادند. زن جوان و مردي که همراهش ايستاده بود، بي‌قراري مي‌کردند و هر دو با التماس از پزشکان مي‌خواستند فرزندشان را نجات دهند.

آثار شکنجه بر بدن کودک

پزشکان در بررسي وضعيت کودک با مشاهده آثار کبودي زير چشمانش و سوختگي در بدن نحيف وي متوجه شدند او بارها شکنجه شده است.

پزشک معالج کودک با اطلاع از اين موضوع، ماموران حراست بيمارستان را خبر کرد و خواست با پليس تماس بگيرند و از خروج والدين پسر 4 ساله از بيمارستان جلوگيري کنند.

دقايقي بعد ماموران کلانتري قلهک تهران عازم بيمارستان شدند و با هماهنگي قضايي والدين جوان نيماکوچولو را بازداشت و به کلانتري منتقل کردند.

تلاش براي نجات جان نيماي 4 ساله ادامه يافت تا اين‌که او بعد از چند ساعت دست و پنجه نرم کردن با مرگ به هوش آمد.

روز بعد با به هوش آمدن نيما، پرستاران هنگام بررسي وضعيت جسماني او مشاهده کردند ناخن يکي از انگشتان نيما با انبر کشيده شده، آلت تناسلي‌اش سوخته و بخشي از پوست سرش نيز کنده شده است.

شواهد نشان مي‌داد اين کودک مدت‌هاست شکنجه مي‌شده است.

با مشخص شدن اين موضوع، روند رسيدگي به پرونده وارد مرحله جديدي شد و والدين پسر آسيب‌ديده به طور جداگانه در کلانتري قلهک تهران بازجويي شدند.

اعتراف مادر به کتک زدن کودک

مادر نيما به پليس گفت: 15 سال پيش ازدواج کردم و در اين مدت با شوهرم هيچ اختلافي نداشتيم. يک هفته پيش وقتي با دو فرزندم به خانه پدري‌مان در شهر تبريز رفتيم، پسر 2 ساله‌مان نزد آنها ماند و نيما را با خود به تهران آورديم.

زن متهم افزود: نيما در نبود برادرش مدام بي‌قراري مي‌کرد. از اين وضع خسته شده بودم عصر حادثه وقتي به خانه بازگشتم، ديدم نيما و پسر همسايه‌مان خانه را به هم ريخته‌اند و شيطنت مي‌کنند. عصباني شده و پسر همسايه را از خانه بيرون کردم. نيما را هم به اتاق برده و کتکش زدم. التماس و گريه‌هاي کودکانه‌اش در من اثر نمي‌کرد.

متهم افزود: ابتدا چند سيلي به سر و صورتش زدم. بعد با سيخ چند ضربه به او زدم که بدحال شد و زمين افتاد. چند بار صدايش زدم ولي جواب نداد. ترسيده بودم. در تماس با شوهرم، ماجرا را برايش گفته و خواستم هرچه زودتر به خانه بيايد.متهم ادامه داد: شوهرم به محض ورود به خانه و ديدن نيما وحشت کرد. باور نمي‌کرد آنقدر او را زده‌ام که بيهوش شده است.

وي اضافه کرد: 2 نفري پسرمان را به بيمارستان رسانديم. باور کنيد فقط همين يک بار نيما را کتک زدم.

پدر، همسرش را بي‌گناه و خود را مقصر دانست

درپي اظهارات زن متهم، شوهرش در بازجويي ادعاهاي همسرش را نپذيرفت و گفت:‌شکنجه پسرم نيما، کار من بود.همسرم بي‌گناه است. نيما در خانه خيلي شيطنت مي‌کرد و هربار که من و مادرش را اذيت مي‌کرد و به حرف‌هايمان گوش نمي‌داد، او را بشدت کتک زده و موهايش را مي‌کندم.درپي اظهارات متناقض اين زن و شوهر جوان، براي آنها قرار قانوني صادر شد.

وضعيت عمومي نيما، پسر 4 ساله رضايتبخش اعلام شده است. او اکنون در بخش جراحي کودکان بيمارستان مفيد تهران بستري است.

شکنجه پسر 4 ساله توسط والدين جوان او

شکنجه هانیه ی 8 ساله توسط ناپدری سنگدل نشانه دیگری ازعدالت! دردستگاه قضا



بالاخره بعداز12روزقلب آتناکوچولوفقط بخاطرعمل ساده لوزه وبخاطراهمال کاری کادرپزشکی!ازحرکت ایستاد!

افسانه این عکس دیگه داره از یادها میره؟!!!

چین پرده بکارت مصنوعی هم به ایران وارد می‌کند

راز شما برای همیشه محفوظ میماند

این شعاریست که این روزها در بعضی ازایمیلها و سایتها به چشم میخورد شعاری که عفت عمومی جامعه را هدف قرار داده است.به گزارش پایگاه 598 اخیرا یکی از وارد کننده های محصولات آرایش بهداشتی اقدام به واردات گسترده پرده بکارت مصنوعی از کشور چین نموده است این در حالیست که مدت زیادی از دعوا معروف دانشگاه الأزهر در مورد پرده بکارت مصنوعی با کشور چین (به عنوان بزرگترین تولید کننده این محصول) نگذشته است.

همانگونه که همه میدانند پرده بکارت در فرهنگ مسلمانان نشانه پاکدامنی دختر است و وارد نمودن و ترویج استفاده از این گونه ابزار راه را برای ترویج فساد در جامعه باز میکند نکته دیگر اینکه در منابع فقهی شیعه و سنی یکی از اعمال خلاف شرع تدلیس و فریب دادن در ازدواج است که در مواردی موجب بطلان عقد نیز میشود حال این نکته واضح است که استفاده از این محصول چینی برای دخترانی که به هر دلیلی پرده بکارت خود را از دست داده اند مصداق بارز تدلیس و فریب در ازدواج میباشد .


اما نکته جالب فروش این محصول در آنجاست که این محصول از طریق پست جمهوری اسلامی ایران و همراه با یک فیلم آموزشی عرضه می شود البته گفتن این نکته بدان معنا نیست که توقع بازرسی از تمام مرسولات پستی از اداره پست وجود داشته باشد اما لازم است این ارگان ارتباطی در مورد قراردادهای پستی تجاری خود دقت و بازرسی بیشتری به عمل آورد.


سوال دیگی که در اینجا مطرح است این است که این محصول از چه طریقی وارد کشور شده است آیا از مجاری رسمی و گمرکات قانونی و یا از طریق قاچاق. اگر از طریق مجاری قانونی وارد شده است مسئولین امر با چه توجیهی اجازه واردات محصولاتی را میدهند که عفت عمومی و امنیت خانوادگی جامعه را هدف قرار دادهاست و اگراز طریق قاچاق وارد کشور شده است به چه دلیل وارد کنندگان آن به راحتی امکان تبلیغ و فرش آن ر ا از طریق سایتهای اینترنتی دارا هستند و چرا مسئولین قضایی با آن برخورد مقتضی را نمی نمایند .

البته باید دانست که به صرف فیل+*تر نمودن سایتهای فروشنده مشکل حل نمیشود چرا که فروشندگان آن با صرف مدت زمان کوتاهی سایت جدیدی را به جهت فروش تاسیس می نمایند .به امید آنکه نهاد های نظارتی در مقابل فروش این چنین محصولاتی واکنش سریعی را از خود نشان دهند تا حریم جامعه به آلودگی های پنهان مبتلا نگردد.