تبليغاتX
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
__________ اولین وجامعترین پایگاه رایانه گسترفارسی زبان باموضوع فوق تخصصی فرهنگ سازمانی _________
374- برگ یکصدوشصت وهفت

بخش اول

سیستمهای ارزشی مدیران ایرانی

 

1-     تعریف ارزشهای انسانی

اصطلاح " ارزشها " به انحاء مختلفی مورداستفاده قرارگرفته است. دانشمندان علوم اجتماعی معمولا ارزشها را به عنوان الگوهای درونی و معیارهایی برای انتخابها و اعتقادهای فردی و گروهی تعریف کرده اند. آنها درمورد چگونگی کسب ارزشها از طریق روابط اجتماعی وچگونگی تاثیرگذاری ارزشها روی رفتارها تحقیقات زیادی انجام داده اند.

علیرغم تفاوتهای عمده ای که درتعریف ارزشها وجود دارد، تلاشهایی به منظورایجادهماهنگی دراین تعریفها به عمل آمده است. کلاک هون(1956)۱ارزشها را به عنوان " ایده های ضمنی یا صریح یک فرد یا گروه درمورد مطلوبیت " میداند. به این ترتیب که فرد یا گروه میتواند با توجه به ایده و سلیقه ی خود از بین انحاء، وسایل ومقاصد مختلف آنچه که مطلوب اوست را انتخاب کند. دراین تحقیق تعریف هوفستد(1980)2 درمورد ارزشها به کاررفته است. اوارزشها را به عنوان " تمایلات کلی برای ترجیح یک وضعیت یا حالت نسبت به سایروضعیتها وحالتها "(صفحه19) تعریف کرده است.

 

۲- وظایف ارزشهای انسانی

ارزشهای فردی نقش مهمی درشکل گیری وحفظ شخصیت وشناخت نسبت به احتیاجات فردی وروش برآورده کردن آنها ایفا میکنند. انسانها درزندگی روزمره کمتربه ساختارارزشهای خود فکرکرده ویا نسبت به وجود معیارهای ارزشی خودآگاه هستند. موزاپ(1994)3 معتقداست تا زمانی که ساختارارزشی افراد مورد تهدید قرارنگرفته است آنهانسبت به ماهیت سیستم ارزشی خود بی اعتناهستند.

ارزشها وظایف مهمی برای هرانسان به عهده دارند. آنها معیارها وراهنماهایی برادراک، رفتاروتصمیم گیری انسانهاهستند(راکیچ1973)4،(انگلندولی1974)5،(شوارتس وبیلسکی1987)6،(موزاپ1994). آنها چارچوبی به منظورخودشناسی وقضاوت درموردرفتارهرفردارائه میدهند(فدر1975)7،(میندل وگردن1980)8. آنها وسیله ای برای جهت دادن به کارها ونیزبرای توجیه افکاروکارهای انسانهاهستند. ارزشها درانسان ایجادانگیزه نموده و به اوکمک میکنند تا کسب رضایت نموده وارضاء گردد. ابرازنیازهرانسان ونیزتعیین جهت اودرزندگی براساس ارزشهایش صورت میگیرد.

ساختارارزشی یک فرد درحقیقت مبنای شخصیت اوبوده ودرنوع تصمیمات او، ومردمی که به اواطمینان میکنند، درخواستهائیکه به آنها پاسخ مثبت میدهد ونحوه ی صرف وقت وانرژی اوتاثیرمیگذارد. مجموعه ارزشهای هرفرد وظیفه ی دفاع ازچارچوب شخصیتی او و نیزنگهداری وبالابردن حس احترام اوبه خودش را به عهده دارند. راکیچ(1973) میگوید که ساختارارزشی انسانها مشخص کننده ی همه ی رفتارهای آنها اعم ازفردی واجتماعی است.

 

۳- سیستم ارزشی

هرفرد دارای مجموعه ای ازارزشهاست که با توجه به میزان اهمیت نسبی آنها طبقه بندی شده اند. این طبقه بندی ارزشها به " سیستم ارزشی " موسوم است. سیستم ارزشی عامل موثردرافعال هرفرد بوده و وی با توجه به سیستم ارزشی خود به محرکهای بیرونی پاسخ مناسب میدهد.

مازلو(1959)9 اعتقاد دارد که سیستم ارزشی انسانها به صورت تکاملی است وهماهنگ با مراحل رشد وبلوغ هرفرد ارتقاء میابد. او ارزشهای انسانی را براساس نیازهای هرفرد به نیازهای فیزیکی یا ساختمانی ، نیازبه ایمنی وامنیت ، نیازبه عشق وتعلق داشتن ، نیازبه احترام به خود و نیاز به رشد شخصیت و ارتقای توانائیها تقسیم میکند. ( فلاورزوهمکارانش1975)10 وهمچنین(هیوزوفلاورز1978)11 نیزاعتقاد به سیستم ارزشی انسانها دارند. آنها اظهارداشته اند که:

" ارزشهای هرفرد ممکن است به اقتضای شرایط محیطی او، درراستای مجموعه ی سیستم ارزشی طبقه بندی شده ی اوحرکت کرده ویا تا پایان عمرفرد روی یک یا چند ارزش خاص ازسیستم ارزشی اوتثبیت گردد "(ص21).

کاماکورا و نواک(1992)12 اضافه میکنند که هرگاه فردی ارزش جدیدی را فراگیرد ، آن ارزش جدید به صورت خودکارجزوسیستم ارزشی اوقرارگرفته ونسبت به ارزشهای قبلی اوطبقه بندی میشود. آنها معتقدند که اتفاقات درطول زندگی هرفرد اکثرا چندین ارزش مختلف را دراو زنده کرده وغالبا بین ارزشهای اوتعارض ایجاد میکنند. این تعارض درارزشها براساس اولویت ارزشی وسیستم ارزشی هرفرد مرتفع میگردد.

 

4- تاثیرفرهنگ درایجاد ارزشهای فردی

محققین اتفاق نظردارند که فرهنگ یک مفهوم مبهم است و ساختاری استکه مشکل میتوان آنرا تعریف کرد( تریاندیس وهمکارانش1986)13،(اجی فروک و بدوین1970)14،(کلی و ورتلی1981)15.

معهذا تلاشهایی برای تعریف فرهنگ صورت گرفته است. هوفستد(1980) فرهنگ را به عنوان " برنامه ریزی فکری دسته جمعی میداند که براساس آن میتوان اعضای یک گروه انسانی را ازگروه دیگرمتمایزنمود ". اواعتقاد دارد که این برنامه ریزی تا قبل ازدوران بلوغ درهرفرد تثبیت میگردد. اجی فروک وبدوین(1970) معتقدند که اگرچه هرنسل درطول زمان اقدام به بازنگری وتعریف مجدد اعتقادات وارزشهای آن نسل میکند، لیکن فرهنگ عبارت ازآن دسته ازاعتقادات وارزشهایی استکه دریک زمان خاص درهراجتماعی به صورت وسیع مورد پذیرش قراردارد.

دراین تحقیق تعریف کراو(1987)16 ازفرهنگ مورد استفاده قرارگرفته است. اومیگوید فرهنگ عبارت است ازپیشینه ی سیستمهای ارزشی هرگروه انسانی که رفتارهای آنها را تحت تاثیرخود قرارمیدهد.

نتایج تحقیقات مختلف نشان داده است که سیستمهای ارزشی ازطریق انتقال تعصبات،اعتقادات وطرزتفکرازیک نسل به نسل دیگرانتقال پیدامیکنند(هانی و مامفورد 1986)17،(برگوین و هادجسون 1983)18. این تحقیقات ثابت کرده اند که ارزشهای فردی به وضوح تحت تاثیرمشخصه های فرهنگی هستند واینها جمعا عملها وعکس العملهای اجتماعی راشکل میدهند.

 

5-     سیستمهای ارزشی ومدیریت

علی ووهابی(1995)19 مطالعه ای درمورد تفاوتهای روشها وکارایی نظام مدیریت بین کشورهای مختلف انجام داده واظهارمیدارند که علیرغم توسعه ی اطلاعات و دسترسی به تکنولوژی اطلاعاتی جهانی و ظهوراقتصاد بین المللی ، مشخصات منحصربه فرد هرملت درمقایسه با سایرملل به جای کاهش یافتن درحال افزایش یافتن است. آنها معتقدند اینگونه تفاوتها باعث شده تا محققین مجدداعلاقه وتمایل یابند تا به بررسی تفاوتهای سیستمهای ارزشی و نیزمطالعه ی عمیق فرهنگهای مختلف بپردازند. رالستون وهمکارانش(1993)20  نیزبه تحقیق درمورد ریشه ها و منابع سیستمهای ارزشی مدیران پرداخته اند. نتیجه ی بررسی آنها نشان میدهد که ریشه های اصلی و منبع سیستمهای ارزشی مدیران را باید درفرهنگ ملی آنها وشرایط محیطی فعالیتشان جستجوکرد.

 

6-     ساختارارزشی انسانها وارزش کار

کلیه ی علوم انسان به نوعی با ساختارارزشی افراد ارتباط دارند. علی(1982)21 ازسیستمهای ارزشی به عنوان یک " مفهوم رابط " نام میبرد که مطالعات تخصصی متنوع درعلوم مختلف انسانی را به هم می پیوندد. دانشمندان علوم اجتماعی ریشه ی رفتارهای فردی واجتماعی انسانها را درساختارارزشی آنها جستجوکرده اند. به عنوان مثال، تحقیقات مختلفی وجود رابطه بین ساختارارزشی افراد و رفتارهایی مثل کمک به موسسات خیریه(منزرومیلر1978)22 ، استفاده از وسایل ارتباط جمعی(راکیچ1989)، رفتارهای مذهبی(فدر1984)، سیگارکشیدن(گروب وهمکارانش1984)23 ، اعتیاد به مواد مخدر، تمایلات و وابستگیهای سیاسی، عادات مصرفی، روش تصمیم گیری (گوت وتاگیری1965-24؛شواتزوبیلسکی1987؛علی1993)، فردگرایی وجمعگرایی (هوفستد1980؛تریاندیس وهمکارانش1986؛علی1993) را نشان میدهد.

ارزش کارنیزمانند سایررفتارهای انسانی ریشه درساختارارزشی افراد دارد. راکیچ(1975) رفتارهای کاری را به " واسطه ای ونهایی"؛ انگلند(1978) آنها را به "عملی،قصدی واقتباسی"؛ وهوفستد(1980) به " موردانتظارومطلوب " تقسیم کرده اند. گریوز(1970)25 که نظرات اوبه نحوعمده ای دراین تحقیق مورد استفاده قرارگرفته است سیستم ارزشی خاصی را براساس " تئوری مراحل وجودی انسان" طرح نموده است. او معتقد است انسانها درمسیرتوسعه ی خویش مراحل مختلفی از" ساختارروانی" خود راشکل میدهند. این حرکت اززمان تولد هرفرد آغازشده وبنابه موقعیتهایی که برای تحصیل دانش و توسعه ی استعدادهایش بدست میاورد تغییرمیابد. اومیگوید:

" هریک ازمراحل تکامل انسان یک وضعیت تعادلی است وانسانها با گذرازهروضعیت به وضعیت دیگرمیرسند. فرد درهروضعیت تعادلی اختصاصات روانشناختی ویژه ای دارد که مخصوص آن وضعیت است. اعمال، احساسات، انگیزه ها، اخلاقیات، ارزشها، افکاروروشهای مدیریت انتخابی هرفرد درهروضعیت تعادلی مختص همان وضعیت است واگرفرد دروضعیت دیگری باشد،اعمال،احساسات،افکار،قضاوتها وانگیزاننده های متفاوتی ازوضعیت قبلی خواهد داشت."

" انسانها ازنظرژنتیکی یا ساختاری ،هماهنگ با تغییردرشرایط زندگیشان، لزوما مستعد تغییررفتاری درمسیرمعمولی روبه بالا نیستند. سیستم رفتاری هرفرد ممکن است درشرایط خاصی درمسیرمنظم عمودی روبه بالا تغییرکند و یا ممکن است برای بقیه ی طول عمردریک مرحله ی خاص یا مجموعه ای ازمراحل مختلف ساکن شود . فرد همچنین ممکن است تحت شرایط فشارقرارگرفته وسیستم رفتارش درجهت معکوس وروبه پائین تغییرکند(120،1966)."

گریوزمعتقد به وجودهشت سیستم ارزشی به شرح زیراست : " عکس العملی، سنت گرا، سوءاستفاده گر، ازخودگذشته، مادی گرا، مردمگرا، واقعیت گرا وتجربه گرا ".

مایرزومایرز(1974)26 تقسیم بندی فوق الذکررا تغییرداده وآنرا قابل استفاده درچارچوب سازمانی نموده اند. آنها پرسشنامه ای طراحی کردند ودرآن هفت سیستم   ارزشی را درقالب هشت متغیرسازمانی منظورنمودند. متغیرهای مزبورعبارتند از: وفاداری به محل کار، رئیس، پول، منفعت، ماهیت کار، آزادی کاری، شرکتهای بزرگ ومقرات کاری . سیستمهای ارزشی پیشنهاد شده نیزعبارتنداز: عکس العملی ، ایلیاتی ، خودمحور، تابع نظام ، موفقیت گرا، جامعه گرا، واقعیت گرا . مفاهیم مزبوردرجدول زیرتشریح گردیده اند:

 

جدول شماره17

سیستمهای ارزشی حاکم درمحیط کار

واقعیتگرا : این کارمند کاری را دوست دارد که درآن رسیدن به اهداف وحل مشکلات مهمترازپول یا اعتبارشغلی باشد. اوترجیح میدهد کارش را خودش انتخاب کند وآن کاری استکه سرشارازچالشهای مداوم بوده ومستلزم بکارگیری قوه ی فکروابتکارباشد. ازنظراین کارمند آن رئیسی خوب استکه اطلاعات مورد نیازرا دراختیاراوگذارده وبه اواجازه دهد که به سلیقه ی خودش کاررا به انجام برساند.

جامعه گرا: این کارمند شغلی را دوست دارد که باعث توسعه ی روابط دوستانه بین او وهمکارانش شود. او کارگروهی به منظوررسیدن به اهداف مشترک را مهمترازدرگیرشدن دررقابتهای مادی باهمکارانش میداند. این کارمند رئیسی را خوب میداند که روحیه ی همدلی درکارکنان بوجود آورده وخود را بیشتردوست آنها بداند تا رئیس آنها.

موفقیت گرا: شغلی مورد علاقه ی این کارمند استکه تنوع داشته وهمراه با اختیارکامل باشد. کاری که درآن حقوق ومزایا براساس نتایج کارپرداخت شود. این کارمند مداوما درجستجوی موقعیتهای جدید است. خود را مسئول میداند تا برای موفقیت بیشترخود تلاش نماید. ازنظراین کارمند رئیسی خوب استکه بداند کارها راچطورباید انجام داد،اهل چانه زدن نباشد ودرعین عادل بودن ثابت قدم نیزباشد.

تابع نظام: این کارمند علاقمند به تداوم تامین کار، مقررات کاملامشخص، ورفتاری یکسان میباشد. اواحساس میکند که درازای وفاداری به محل کارش،استحقاق برخورداری ازمرخصیهای مکرررا دارد. فرم لباس پوشیدن وتابعیت ازمقررات باعث میشود اودرزمره ی توده ی مردم شده وبه فردیت خود اهمیت ندهد.

خودمحور: شغل دلخواه این کارمند دوخصیصه دارد: اول اینکه حقوق خوبی داشته باشد ودیگراینکه کسی به اودستورندهد. اوازسخت کاری گریزان است مگراینکه پول خوبی به اوبدهند. این کارمند به علت شخصیت ناپخته وتندی که دارد نیازبه رئیسی دارد که سختگیربوده ودرعین حال اجازه دهد اونیزسختگیرباشد.

ایلیاتی: این کارمند برای مشاغلی مناسب است که درآنها: کاریکنواخت،همکاران دوستانه ،حقوق منصفانه و رئیس خوب باشد. اوترجیح میدهد رئیسی داشته باشد که کارهایی که اوباید انجام دهد ونیزروش انجام دادن آن کارها را دقیقا به اوبگوید. ازنظراین کارمند آن رئیسی خوب استکه درانجام کاربا اومشارکت نموده وبه این وسیله اورا تشویق نماید. این کارمند میداند که دارای بهترین شغل دردنیا نیست. اما درعین حال این راهم میداند که خیلی ازافراد دیگرنیزدارای کارهای مشابه اوهستند.

عکس العملی: این مرحله ازتوسعه ی روانی معمولا نزد اطفال،افرادیکه دارای ضایعه های مغزی بوده ویا درشرایط روانی خاصی به سرمیبرند دیده شده است. درشرایط عادی کارمندانی که دراین مرحله ازرشد روانی باشند درسازمانها وجود ندارند.

 

7- نتایج تحقیق درمورد سیستمهای ارزشی مدیران ایران

نتایج تحقیق درمورد سیستم ارزشی مدیران ایرانی درجدول زیرارائه شده است:

 

جدول شماره18

آمارتوصیفی ازسیستمهای ارزشی مدیران ایرانی

سیستمهای ارزشی     میانگین     انحراف معیار     حداقل     حداکثر     دامنه

تابع نظام                 162/4         424/0           88/2       5         125/2

جامعه گرا               061/4         410/0           75/2       5         250/2 

واقعیتگرا                837/3         416/0           63/2       5         375/2

ایلیاتی                    821/3         458/0           50/2       5         500/2

موفقیتگرا               796/3         464/0            17/2       5         833/2

خودمحور               789/2         507/0            25/1     5/4       250/3  

 

نتایج فوق نشان میدهد که سیستم ارزشی یک مدیرمعمولی ایرانی ازمجموعه ی تقریبا یکسانی ازهمه ی وجوه ارزشی مذکوربه غیرازوجه "خودمحور" تشکیل شده است. وجه بارزمدیران ایرانی اطاعت آنهاست (میانگین=162/4) درحالیکه وجه "جامعه گرایی" آنها قدری کمتراست (میانگین=061/4). وجه "خودمحوری" مدیران ایرانی دارای کمترین قدرت است (میانگین=789/2).

سیستم ارزشی مدیران ایرانی که به ترتیب اهمیت وقدرت وجوه مختلف درقالب ساختارکلی سیستم ارزشی آنها منظم شده است درجدول زیرارائه گردیده است.

 

جدول شماره19

سیستم ارزشی مدیران ایرانی دریک نگاه

سیستمهای ارزشی                                                           میزان قدرت(درصد)

تابع نظام(System-Oriented)

ازخودگذشته وکم تحمل درمواجهه با موارد مبهم. نیازمند

به قوانین،مقررات وساختاردیکته شده برای دنباله روی.                      53/18

متمایل به پیروی ازیک فلسفه ،علت یا مذهب.

جامعه گرا(Society-Oriented)

اهمیت دهنده به روابط انسانی وکم توجه به ثروت. متمایل

به همکاری ونه رقابت. متعهد به برقراری ارتباط ،حاکمیت                  08/18

اکثریت آراء ونظرات جمعی.

واقعیتگرا(Meaning-Oriented)

پرتحمل درمواجهه با موارد مبهم وسیستمهای ارزشی متفاوت.

ارزش دهنده به همه ی نیازهای انسانی درحالیکه بنده ی                      08/17

هیچکدام ازآنها نیست. معتقد به رشد وتوسعه ی شخصی ونه

اهداف مادی.

ایلیاتی(Security-Oriented)

شدیدا نیازمند به ثبات وامنیت. پیرومحض مراکزقدرت و                     01/17

سنتها.

موفقیتگرا(Success-Oriented)

مادی،ریسک پذیر،صریح،مستقل ومتکی به توانائیهای                         90/16  

شخصی برای رسیدن به هدف.

خودمحور(Self-Oriented)

تحریک پذیروبی علاقه به تحمل محدودیتهای ناشی از                        41/12

ضوابط اجتماعی.

 

نتایج این تحقیق یافته های تحقیقات مشابه قبلی درمورد سیستمهای ارزشی مدیران را که توسط فلاورز(1975)،علی(1988و1982)،(علی والشخیص1991)27 ،و(علی وعظیم وکریشنان1995)28 صورت گرفته وطی آنها به این نتیجه رسیدند که مدیران دارای بیشترازیک سیستم ارزشی بوده ومدیران مختلف تمایلات گوناگونی نسبت به هرکدام ازشش سیستم ارزشی مذکوردارند را مورد تایید قرارمیدهد.

نتایج این تحقیق همچنین نشان داده استکه مجموعه ی سیستمهای ارزشی مدیران ایرانی وابسته به مشخصات فردی وسازمانی آنهاست. برای آشنایی بیشتربا متغیرهای فردی وسازمانی گروههای مختلف ازمدیران ایرانی وارتباط این متغیرها با سیستم ارزشی آن مدیران جزئیات دقیقتردرزیرذکرمیگردند. توضیح اینکه اطلاعات زیرمنعکس کننده ی آن گروه ازمدیران ایرانی استکه دارای بارزترین وجوه هرسیستم ارزشی بوده اند:

1- تمایل به سیستم ارزشی ایلیاتی به احتمال قوی نزد آن گروه ازمدیران ایرانی عمده بوده استکه کم سوادترازدیگران بوده، دردهکده یا قصبه ودریک خانواده ازطبقه ی پائین اقتصادی بزرگ شده باشند. اینگونه مدیران ازکمترین درآمد سالانه برخورداربوده (سالانه هفتصدهزارتومان) وکمترین اطلاع ازتازه های علم مدیریت را دارند. این مدیران درپستهای مدیریتی رده ی پائین اشتغال داشته وبه مدت طولانی (بیشتراز11سال) درپستهای فعلی خود خدمت کرده اند.

2- تمایل به خودمحوری بیش ازهمه نزد سرپرستها ومدیران ادارات مشاهده شده است. انگیزه ی کاری اصلی این مدیران سود و پول بوده است. آنها رئیسی را ترجیح میدهند که به آنها کمتردستوربدهد.

3- تمایل به تابعیت درآن گروه ازمدیران ایرانی که درمراکزاستانها بزرگ شده باشند مشهود است. این مدیران پرتلاش بوده ووابستگی زیادی به روسای خود دارند. این گروه ازمدیران درمقایسه با دیگرمدیران دارای بیشترین میزان وفاداری نسبت به محل کارشان هستند.

4- تمایل به موفقیت گرایی بیشتربین آن گروه ازمدیران ایرانی مشاهده شده استکه رشته ی تحصیلی آنها حسابداری، اقتصاد و یا مهندسی باشد. این مدیران بیشترمایل هستند تا درشرکتهای کوچکی (دارای250-50شاغل) که درحرفه ی مالی، تجزیه وتحلیل اطلاعات ویا تولیدی فعالیت داشته وبه بخشهای مختلط وخصوصی تعلق دارند اشتغال داشته باشند. این مدیران عمدتا درپستهای مدیریت ادارات اشتغال داشته ودارای مجموع سابقه ی کاری نسبتا محدودی (حداکثر7سال) هستند.

5- تمایل به جامعه گرایی درآن گروه ازمدیران ایران قویتراستکه دریک دهکده ویا مراکزاستان ودریک خانواده ازطبقه ی پائین اقتصادی بزرگ شده باشند. این مدیران درآمد کمی داشته ودرحال حاضردرمراکزاستانها زندگی میکنند. آنها بیشتردرشرکتهای بزرگ (بابیش از2000نفرشاغل) اشتغال داشته وعمدتا رئیس اداره هستند.

6- تمایل به واقعیتگرایی مدیران ایرانی عمدتا بین آن گروهی که رشته ی تحصیلی آنها پزشکی یا مهندسی بوده مشاهده گردیده است. این مدیران تمایل به انجام کارهای پرچالش داشته وتا وقتی به سازمان خود وفادارهستند که مقررات آن با اصول شخصی آنها درتضاد نباشد. پول برای این مدیران یک وسیله تلقی میشود نه یک هدف. اینان سود شرکت راهم برای شرکت وهم برای کارکنان آن مفید میدانند زیرا دراین شرایط هردوگروه مزبوراحساس برنده بودن میکنند.

منبع361

پینوشتها:

1. Kluckhohn (1956)

2. Hofstede (1980)

3. Mossop (1994)

4. Rokeach (1973)

5. England & Lee (1974)

6. Schwartz & Bilsky (1978)

7. Feather (1975)

8. Mindell & Gorden (1980)

9. Maslow (1959)

10. Flowers et al (1975)

11. Hughes & Flowers (1978)

12. Komakura & Novak (1992)

13. Triandis et al (1986)

14. Ajiferuke & Boddewyn (1970)

15. Kelley & Worthley (1981)

16. Krau (1987)

17. Honey & Mumford (1986)

18. Burgoyne & Hodgson (1983)

19. Ali & Wahabi (1995)

20. Ralston et al (1993)

21. Ali (1982)

22. Manzer & Miller (1978)

23. Grube et al (1984)

24. Guth & Tagieri (1965)

25. Graves (1970)

26. Myers & Myers (1974)

27. Ali & Al-Shakhis (1991)

28. Ali & Krishnan (1995)

2 مرقومه در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 22:19  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
 
لیسانس مدیریت بازرگانی ازدانشگاه تهران وفوق لیسانس مدیریت رسانه ازدانشکده صداوسیما- 1348-مدیران حیات دهندگان سازمان هستند،موضوع مدیریت معنایی شگرف درحوزه علوم راداراست وبهمین دلیل برماست که درجهت مترقی نمودن آن بکوشیم.امروزه ازهرکسی دلیل مشکلات موجودرامی پرسیم قبل ازهرچیزبه ضعف مدیریت اشاره میکند،البته حق بااوست.بایدسعی تمام کسانیکه قلبشان برای ایرانی سربلند،می تپد،این باشدکه درجهت اعتلای افتخارات ایران باستان بکوشند،ایرانی که مسلمادارای سیستم مدیریتی منحصربه فردبرای خودبوده ومیباشد.چرابه دنبال پیاده کردن الگوی مدیریتی کشوری دیگرباشیم؟مدیریت امریکایی باآن فرهنگ مطابق است ومدیریت ژاپنی نیزبافرهنگ ملت آنجا،ومدیریت ایرانی نیزبالطبع ازالگوهای فرهنگی این مرزوبوم نشات می گیرد.بایددانست که درهرکشورتنهاالگوی مدیریتی منطبق بافرهنگ آن کشورپاسخگوی مسایل مدیریتی آنست وکشورهاتنهامیتوانندازبعضی تجربیات یکدیگراستفاده کنند.اصول کلی که تمام دانشمندان علم مدیریت برروی آنهااتفاق نظردارندعبارتست از:برنامه ریزی،اجراوکنترل.البته بعضیهاموارددیگری راهم ذکرکرده اندمانند سازماندهی،رهبری و... ،بهرحال این سه مورداصول اولیه شمرده میشوندکه دربررسی مشکلات مدیریتی کشورحتمابایدبه آنهاپرداخته شود.درخصوص برنامه ریزی واجرادرکشورمان مشکل زیادی نداریم،آنچه اغلب سازمانهای ما دچارآن هستند،نقصان قوه کنترلی است،به اعتقادمحققین علم مدیریت اگریک اصل رابخواهیم برای مدیریت تعریف کنیم بایدکنترل راذکرکنیم که متاسفانه این مهمترین اصل مدیریتی درسازمانهای ایرانی بسیارکمرنگ مینماید.براستی چاره چیست؟نظام دیوانسالاری حاکم براغلب سازمانهای مازمینه سازهرفعالیت غیرقانونی شده است فقط به این دلیل که مهمترین کنترل کننده که عبارت
ازکنترل کننده درونی افراداست بایک بیماری صعب العلاج دست وپنجه نرم میکند.حرکت فرهنگی عمیقی بایدآغازگرددتااین مهمترین اصل مدیریت تحقق یابد.یک مدیرهرچنددرتعیین استراتژیهایی برای سازمان بکوشدوهرچه درجهت تحقق آنهاتلاش کندولی نتواندبرچگونگی اجراکنترلی داشته باشدسازمان خودرادرناکجاآبادبایدسراغ بگیرد.براستی ضعف اغلب مدیران مادرچیست؟بسیاری ازآنهاازآخرین شیوه های پیشرفته علم اداره سازمان مطلعندوتجربیات زیادی نیزدارندولی...

آنچه برماگذشت
خرداد 1387
دی 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
شکرشکنان شیرین گفتار
نشریه به اندیش
  مدیریت صنایع وبهره وری
  مدیریت تکنولوژی اطلاعاتی
  مهندسی صنایع تهران شمال
  مقالات مدیریت وبازاریابی
  مدیریت صنعتی
  مدیریت منابع انسانی
  چهارراه تبلیغات
  سینرژی
  علیرضامجاهدی
  خاطرات یک مدیر
  امیدجهانشاهی
  مدیران برتر
  تولیدناب
  مدیریت برتر
  امیدبه کایزن
  سنگ نوشته
  مدیریت نگهداری
  نظریه ی بازیها
  مباحث مرتبط باسیستمهای نت
  مدیریت تحول
  راه حلي براي آينده
  پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران
  درجستجوی افقی تازه-جستاری دردانش مدیریت
  مدیریت ایرانی
  مهندسی صنایع ومقالات دروس آن
  نگهداری وتعمیرات بهره ورفراگیر
  آهنگ صنعت
  مقالات انجمن علمی مدیریت بازرگانی
  مدیریت مسی
  وایمکس گروه کامپیوتروتکنولوژی پرشین
  آکادمی شش سیگمای ایران
  من ارتباط دارم پس هستم
  ارتباطات ومدیریت رسانه
  یادداشتهای یک خبرنگار
  فرهنگ وارتباطات
  گاه نوشتهای من
  گروه توسعه کارتیمی ایرانیان
  مدیریت برقلبهامازیاراحمدی
  گروه مدیریت
  مطالعات مدیریت استراتژیک
  مدیریت درهزارۀ سوم
  مدیریت صنعتی آقاکاظم
  فرهنگ کارایرانیان وغیرایرانیان
  بهینه
  جدیدترین اخبار آی تی
 
 

 

آغازفعالیت:16/03/84

راهكار مديريت
نشانی رایانه وار
مرقومه های سلف





Powered by WebGozar