تبليغاتX
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
__________ اولین وجامعترین پایگاه رایانه گسترفارسی زبان باموضوع فوق تخصصی فرهنگ سازمانی _________
(360)پایان کتاب مدیریت فرهنگ سازمان نوشته ی استانلی دیویس

 

                                                           (2)

                                   تغییرباورهای ناسازگار

 

ضرورت تغییرفرهنگ سازمانی هنگامی مطرح میشودکه باورهای راهبردی(استراتژیک)وباورهای عملیاتی(باورهای روزمره ی افرادیکه بدنه ی اصلی سازمان راتشکیل میدهند)باهم تعارض وبرخوردی چشمگیردارندواین تعارض وناهماهنگی درحدی است که اجرای استراتژی راکندیابه کلی متوقف مینماید(وبه تعبیرآنچه که درنمودارهاآمده ریسک آن غیرقابل قبول است). علت اصلی مخالفت فرهنگ جاری سازمان باباورهای راهنما،عمدتاغیرقابل توجیه بودن استراتژی پیشنهادی ازدیدباورهای جاری است. بنابراین استراتژیستهای یک سازمان(یایک جامعه)بایدسعی کنندباورهاوتصمیمات راهبردی راحتی- المقدورخیلی جداازفرهنگ بدنه ی جامعه،وضع ننمایندوفقط درصورت اطمینان ازصحت تصمیم،درتغییرفرهنگ انفرادی واجتماعی تلاش لازم رابه عمل آورند. به طورمثال اگرتوسعه ی سازمانی درسطح خردیاتوسعه ی اقتصادی،روانی ومعنوی[1]بطورمتوازن طراحی شوند[2]وپس ازاطمینان نسبی ازصحت باورهای راهبردی به تغییرباورهای حاکم برسازمان یاجامعه مبادرت گردد،برای انجام این تغییردواقدام ضروری است:

الف- تشخیص باورهائیکه بایدتغییریابند.

ب- انتخاب روشی مناسب وموثربرای این تغییر.

باورهای مشترک ویابه تعبیری که دراین نگارش بکاررفته است،فرهنگ سازمانها،معمولامرئی نیستندوفقط ازآثارشان میتوان به وجودآنهاپی بردوبه فرض شناخت فرهنگ سازمان(یاجامعه)،به علت مقاومت شدیددرمقابل تغییرآن،راه وروش موثرتغییرفرهنگ،بسیاردشواروزمانبراست. روشهای تغییرفرهنگ سازمانهارابطورکلی میتوان به دودسته تقسیم کرد:

1-  روشهای ایجادتغییرازدرون؛که عمدتاتاکیدآن برافزایش آگاهیها،دانش ومعرفت افرادی استکه درنظراست باورهاونگرششان تغییریابد. مشکل اصلی این تحول،آموزش وپرورش،کارکنان اجرایی ومدیران میانی سازمانهاست ودراین راه میتوان ازانواع شیوه های آموزشی ویادگیری استفاده نمود.

2-  روشهای ایجادتغییرازبرون؛که تاکیداین روش برایجادمحیط وشرایط کارجدیدازطریق تغییرساختارسازمانی،تکنولوژی وروش کار،قوانین ومقررات حاکم برانجام وظایف روزمره،تغییرمعیارهای گزینش واستخدام،ارزشیابی شاغلین،پرداخت حقوق ومزایاونظایراین مکانیزمهاست.

بخشی ازاقداماتیکه دراغلب متون،به آنهااشاره شده ودرتغییرفرهنگ سازمان بسیارموثرندعبارتنداز:

1-   تغییریاجابجایی مدیران کلیدی سازمان؛زیرامدیران،رهبران تغییرفرهنگ هستند[3].

2-   ساختن وشایع کردن داستانهاونمادهای سمبلیک واستفاده ی وسیع ازوسائل سمعی وبصری درمعرفی آنها.

3-   تشویق افرادیکه باورهای آنهاباباورهای استراتژیک همسوتراست.

4-  اطمینان بخشیدن به کارکنان ازاینکه تغییرات موردنظردراعمال استراتژی،برای آنهامخاطراتی به بارنخواهدآورد.

5-   درمقررات جدیدسازمان،برباورهاوارزشهای موردنظرتاکیدشودورعایت- کنندگان آن تشویق گردند.

6-  هنجارهای نانوشته به تدریج جایگزین هنجارهای ناشی ازمقررات نوشته شده گرددوپس ازتغییر،هنجارهای جدیدرسمی شود.

7-   خرده فرهنگهای مغایرسازمان باآموزش وغنی سازی مشاغل تقویت؛ وتغییرمشاغل تضعیف گردد.

8-   برای کارکنان،بویژه مدیران باباورهای همسووسازگار،محیطی مطمئن ومورداعتمادایجادشود.

بطورمثال اگرباورهای غالب یافرهنگ روزمره ی یک سازمان این باشدکه ازراه کاروتلاش به جایی نمیتوان رسیدوبایدازراه رابطه ها،آشنایی،رفیق بازی ونظایراینهاتوفیق بیشتری بدست آوردومدیراستراتژیک بخواهداین فرهنگ رابه فرهنگ کارتبدیل نماید،برای تغییراین باوربه تدابیرومکانیزمهای کاربردی موثروصبروحوصله ی کافی نیازاست. بطوراجمال میتوان گفت،هنگامی بایدنسبت به تغییرفرهنگ سازمان اقدام کردکه شرایط به منظورتحقق اهداف استراتژیک، بحرانی ومقاومتهای متاثرازباورهای افراداجرایی بویژه مدیران میانی سازمان شدیدوبازدارنده باشد. لازم به ذکراستکه هرچه فرهنگ سازمان ضعیفتروانسجام وعمق باورهای مشترک افرادکمترباشد،تغییرفرهنگ آسانتراست. بطورمثال،به عقیده ی نگارنده،درشرایط فعلی جامعه ی مالازم است که فرهنگ سازمان ازوضع توقع بیش ازحدبه دریافت امتیازورفاه به عنوان پیش نیازکاروتلاش به دریافت امتیازدرمقابل کاروتلاش تغییریابد[4].

 

                                            (3)

                                 تثبیت فرهنگ سازمان

 

درموردتثبیت فرهنگ،نبایدتصورشودکه بایدقابلیت تغییروتحول راازسازمان سلب کرد؛زیراسازمان مانندیک پدیده ی زنده متولدمیشود،دوران طفولیت،نوجوانی،جوانی وبالاخره بلوغ خودراطی میکندواگربه موقع تدابیرمدیریتی مناسب درآن اعمال نشود،به پیری ومرگ دچارمیگردد. بنابراین سازمان بطورطبیعی یک چرخه ی زندگی[5]داردودرهرمقطع ازعمرخوددارای فرهنگ وویژگیهای مربوط به آن مقطع اززندگی خویش است. کارکنان سازمانهانیزدرچرخه ی عمرخودباورهای مختلف رادرذهن می پرورانندوبایدپذیرفت که محیط بیرونی ودرونی سازمان دینامیک وهمواره درحال دگرگونی است؛بنابراین منظورازتثبیت فرهنگی،همسونگاه داشتن باورهای راهبردی(استراتژیک)وباورهای کاربردی(عملیاتی)برای مدتی است که باورهای استراتژیک ثابت میمانند؛درغیراینصورت همانگونه که قبلاگفته شد،سازمان ازنظرفرهنگی ضعیف وناتوان خواهدشد. ازجمله تدابیری که میتوان درجهت تثبیت فرهنگ سازمان اعمال کرد،دردودسته قابل تقسیم بندی هستند:

1-  تدابیری که درجهت همسونگاه داشتن باورهای کارکنان موجودباباورهای مدیریت عالی سازمان بایداعمال شود(به شرط صحت باورهای راهبردی).

2-  ورودافرادباباورهای موردنظر،که این اقدام درمورداستخدام افرادجدیدوانتقال کارکنان ازسازمانهای دیگربکارگرفته میشود.

درزمینه ی همسونگاه داشتن باورهای کارکنان موجودباباورهای راهبردی(استراتژیک)میتوان تدابیرآموزشی وانگیزشی گوناگونی رابکارگرفت وطبیعی استکه تغییرباورهابه کندی انجام میگیرد؛ودراین حرکت مدیران عالی بایدازحوصله وتحمل کافی برخوردارباشندواگرباموانعی جدی روبروشدند،درحدریسک قابل کنترل،ازتغییرپشتیبانی کنند. درموردکارکنان تازه وارد،لازم است تدابیری اتخاذگرددتافرهنگ تازه واردان باباورهای راهبردی(استراتژیک)سازمان همخوانی داشته باشد. یکی ازاقدامات عمده دراین زمینه،ارائه ی آموزشهای لازم درجهت جامعه پذیری است[6]. جامعه پذیری فرایندی است که طی آن کارمندتازه واردبافرهنگ واهداف اصلی سازمان آشنامیشودوباآن خومیگیرد. جامعه پذیری معمولاسه دوره داردکه این سه دوره بایدهمراه باآموزشهای لازم باشد:

1-  دوره ی پیش ازورودبه سازمان؛دراین دوره سازمان بایددربازارکار،بویژه درمراکزآموزشی درپی کارمندیابی باشدومثلااگردانشجویادانش آموزی رابرای استخدام بورسیه میکند،ازهمان زمان تحصیل،آنهارابافرهنگ وباورهای استراتژیک سازمان آشناوهمسونماید.

2-  دوره ی ورودبه خدمت؛دراین دوره بایدآزمونهاومصاحبه های تناسب فرهنگی انجام گیردواطمینان حاصل شودکه باورهای تازه واردان بااستراتژی سازمان همسواست.

3-  دوره ی پس ازورودبه خدمت؛دراین دوره کارکنان جدیدکاملادرکنارکارکنان قدیم وباورهای آنهاقرارمیگیرند.

لازم به ذکراستکه کارکنان جدیددرمقابل کارکنان قدیم سازمانهابسیارتاثیرپذیرندوباورهای آنهادرجوارباورهای قدیمیهابزودی تغییرمیابد، بنابراین هنگام قراردادن کارکنان جدیددرکنارکارکنان قدیم،بایددقت کردکه افرادقدیمی ناهمسوباباورهای راهبردی،درتماس مستمرباکارکنان جدیدنباشند. این تدبیرازراه انتصابات کارکنان جدیددرواحدهای خاص سازمانی کاملاامکان پذیراست.

درخاتمه بایداشاره شودکه مبحث مدیریت فرهنگ سازمان مبحثی جدیدوبسیارپیچیده است ومسلماتجزیه وتحلیل تمام نکات مربوط به آن دریک مقاله امکان پذیرنخواهدبود. آنچه که موردنظرنگارنده است،طرح موضوع وایجادزمینه ایست برای نگارشهای مفصل،توسط صاحبنظران این رشته وتحقیقات تجربی ومیدانی درمحافل علمی،که اینجانب ودیگرهمکاران دانشگاهی به این امرمبادرت نموده ایم.

 

                                         منابع ومآخذ

 

1- Al-Buraey, Mohamad, Administrative Development, An Islamic perspective, Kegan paul International, London, 1985.                      

2- Davis Stanly, Managing Organizational Culture, Cambridge Massachusetts Ballinger Publishing Co, Subsidiary of llarper and Row Publishing Inc. 1984.                                                                 

3- llersey, Paul and Ken Blanchard, Management of Organizational Behavior,Utilizing Human Resources prentice – Hall.                                                                                                4- Hymowitz, C., Which culture Fits you? The Wall Street Journal. July 17, 1989.                                                                                      

5- Moorhead, Gregory and Rieky w. Griffin, An Empirical Investigation, Boston Houghton Muffin Company, 1989.             6- Peters, Thomas, J. and Robert H. Waterman Jr. In Search of Excellence, New York, Warner Book Edition, 1982.                      

7- Robbins, Stephen, P. Organizational Behavior, Prentice – Hall International 1991.                                                                              

          8- Shein, Edgar, The Art of Managing  Human  Resources Oxford University Press 1987.                                                      



[1] Economical, Psychological, Spiritual Balance

[2] برای آگاهی بیشتربااین مفاهیم به منبع زیرمراجعه شود:Mohammad Al-Buracy, Administrative Development, An Islamic perspective Kegan Paul 1985.International, London. 

[3] به منبع زیرمراجعه شود:Philip R., Harris and Robert T. Moran, Managing Cultural Differences, Houston, Gulf Pubbshina  Comman 1991.

[4] مطالعات پیتروواترمن درکتاب درجستجوی بهترینها؛ونظریه ی اوشی تحت عنوان مدل Z ازاین ادعاحداقل درجوامع صنعتی پشتیبانی میکنند.

[5] Life Cycle

[6] Socialization

2 مرقومه در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 23:12  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
 
لیسانس مدیریت بازرگانی ازدانشگاه تهران وفوق لیسانس مدیریت رسانه ازدانشکده صداوسیما- 1348-مدیران حیات دهندگان سازمان هستند،موضوع مدیریت معنایی شگرف درحوزه علوم راداراست وبهمین دلیل برماست که درجهت مترقی نمودن آن بکوشیم.امروزه ازهرکسی دلیل مشکلات موجودرامی پرسیم قبل ازهرچیزبه ضعف مدیریت اشاره میکند،البته حق بااوست.بایدسعی تمام کسانیکه قلبشان برای ایرانی سربلند،می تپد،این باشدکه درجهت اعتلای افتخارات ایران باستان بکوشند،ایرانی که مسلمادارای سیستم مدیریتی منحصربه فردبرای خودبوده ومیباشد.چرابه دنبال پیاده کردن الگوی مدیریتی کشوری دیگرباشیم؟مدیریت امریکایی باآن فرهنگ مطابق است ومدیریت ژاپنی نیزبافرهنگ ملت آنجا،ومدیریت ایرانی نیزبالطبع ازالگوهای فرهنگی این مرزوبوم نشات می گیرد.بایددانست که درهرکشورتنهاالگوی مدیریتی منطبق بافرهنگ آن کشورپاسخگوی مسایل مدیریتی آنست وکشورهاتنهامیتوانندازبعضی تجربیات یکدیگراستفاده کنند.اصول کلی که تمام دانشمندان علم مدیریت برروی آنهااتفاق نظردارندعبارتست از:برنامه ریزی،اجراوکنترل.البته بعضیهاموارددیگری راهم ذکرکرده اندمانند سازماندهی،رهبری و... ،بهرحال این سه مورداصول اولیه شمرده میشوندکه دربررسی مشکلات مدیریتی کشورحتمابایدبه آنهاپرداخته شود.درخصوص برنامه ریزی واجرادرکشورمان مشکل زیادی نداریم،آنچه اغلب سازمانهای ما دچارآن هستند،نقصان قوه کنترلی است،به اعتقادمحققین علم مدیریت اگریک اصل رابخواهیم برای مدیریت تعریف کنیم بایدکنترل راذکرکنیم که متاسفانه این مهمترین اصل مدیریتی درسازمانهای ایرانی بسیارکمرنگ مینماید.براستی چاره چیست؟نظام دیوانسالاری حاکم براغلب سازمانهای مازمینه سازهرفعالیت غیرقانونی شده است فقط به این دلیل که مهمترین کنترل کننده که عبارت
ازکنترل کننده درونی افراداست بایک بیماری صعب العلاج دست وپنجه نرم میکند.حرکت فرهنگی عمیقی بایدآغازگرددتااین مهمترین اصل مدیریت تحقق یابد.یک مدیرهرچنددرتعیین استراتژیهایی برای سازمان بکوشدوهرچه درجهت تحقق آنهاتلاش کندولی نتواندبرچگونگی اجراکنترلی داشته باشدسازمان خودرادرناکجاآبادبایدسراغ بگیرد.براستی ضعف اغلب مدیران مادرچیست؟بسیاری ازآنهاازآخرین شیوه های پیشرفته علم اداره سازمان مطلعندوتجربیات زیادی نیزدارندولی...

آنچه برماگذشت
خرداد 1387
دی 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
شکرشکنان شیرین گفتار
نشریه به اندیش
  مدیریت صنایع وبهره وری
  مدیریت تکنولوژی اطلاعاتی
  مهندسی صنایع تهران شمال
  مقالات مدیریت وبازاریابی
  مدیریت صنعتی
  مدیریت منابع انسانی
  چهارراه تبلیغات
  سینرژی
  علیرضامجاهدی
  خاطرات یک مدیر
  امیدجهانشاهی
  مدیران برتر
  تولیدناب
  مدیریت برتر
  امیدبه کایزن
  سنگ نوشته
  مدیریت نگهداری
  نظریه ی بازیها
  مباحث مرتبط باسیستمهای نت
  مدیریت تحول
  راه حلي براي آينده
  پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران
  درجستجوی افقی تازه-جستاری دردانش مدیریت
  مدیریت ایرانی
  مهندسی صنایع ومقالات دروس آن
  نگهداری وتعمیرات بهره ورفراگیر
  آهنگ صنعت
  مقالات انجمن علمی مدیریت بازرگانی
  مدیریت مسی
  وایمکس گروه کامپیوتروتکنولوژی پرشین
  آکادمی شش سیگمای ایران
  من ارتباط دارم پس هستم
  ارتباطات ومدیریت رسانه
  یادداشتهای یک خبرنگار
  فرهنگ وارتباطات
  گاه نوشتهای من
  گروه توسعه کارتیمی ایرانیان
  مدیریت برقلبهامازیاراحمدی
  گروه مدیریت
  مطالعات مدیریت استراتژیک
  مدیریت درهزارۀ سوم
  مدیریت صنعتی آقاکاظم
  فرهنگ کارایرانیان وغیرایرانیان
  بهینه
  جدیدترین اخبار آی تی
 
 

 

آغازفعالیت:16/03/84

راهكار مديريت
نشانی رایانه وار
مرقومه های سلف





Powered by WebGozar