تبليغاتX
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
__________ اولین وجامعترین پایگاه رایانه گسترفارسی زبان باموضوع فوق تخصصی فرهنگ سازمانی _________
(311)مدیریت رابطه ی راهبردوفرهنگ

1- تغییرات مرتبط باماموریت وهنجارهای بنیادی سازمان

4- تجدیدنظردرراهبردیاآمادگی کامل برای مواجهه باتغییرات مشکل وبلندمدت

2- تمرکزبرتقویت فرهنگ

3- مدیریت پیرامون یاحول فرهنگ

زیاد 

 

تغییرات

مورد

نیازدر

عوامل

کلیدی

سازمان

 

کم
        بالا                             سازگاری بالقوه تغییرات بافرهنگ موجود                      پایین     

                                                                                                            

 

جدول4-11مدیریت راهبرد- فرهنگ

مدیران زمانیکه به ارتباط بافرهنگ وعوامل مهمی که راهبرد(استراتژی)به آنهاوابسته است فکرمیکنند،زمان سختی راسپری میکنند،چراکه به سرعت به این نتیجه میرسندکه عناصرکلیدی ومهم شرکت مانندساختار،سیستمها،سبک مدیریت،ستاده هاوافراد،تحت تاثیرراههای اجرای وظایف مهم مدیریتی وایجادروابط مدیریتی قراردارند،واجرای راهبردجدیدنیزمعمولاتاحدودزیادی باتعدیل دراین عناصرهمراه است.همچنین تعامل وسازگاری یاتناسب میان تغییرات لازم برای اجرای راهبردوفرهنگ نیزبرای مدیران اهمیت میابد.جدول بالاچهارچوب وراهنمای مفیدی برای مدیریت فرهنگ- راهبردفراهم میسازد،چهارچوبی که باشناسایی چهارموقعیت اساسی که یک شرکت ممکن است باآن روبروگرددمدیران راراهنمایی میکند.

تغییرات مرتبط باماموریت:

درخانۀ شمارۀ یک مدیریت برای اجرای راهبردجدیدبه تغییرات متعددی درساختار،سیستمها،پستهای مدیریتی،رویه های عملیاتی یاجنبه های بنیادی دیگرسازمان نیازمنداست.باوجوداین،بیشترتغییرات موردنظربافرهنگ موجودسازمان سازگارند.معمولاشرکتهادراین موقعیت،گذشته ای موفق وعملکردی اثربخش داشته ودریک موقعیت امیدوارکننده اند؛اینگونه مدیران معمولادرپی آن هستندکه ازفرصتهای مهم مزیتهایی بدست آورندویااینکه باتوجه به تواناییهای اساسی شرکت دربازاریامحصول آن تجدیدنظرکنند.چنین شرکتهایی ازنظرفرهنگی نه تنهامیتوانندراهبردجدیدی رادنبال کنندکه تغییرات مهمی راهم شامل گردد،بلکه ازقدرت فرهنگ موجودهم میتواننددراجرای راهبردجدیدسودببرند،امادرعین حال بایدچندنکته رامدنظرقراربدهند:

1- تغییرات مهم بایدبطورآشکارباماموریت یاهدف بنیادی سازمان مرتبط گرددومدیریت نیزبایدازابزارهای لازم برای نشان دادن این ارتباط استفاده نماید.

2- براستفاده ازنیروی انسانی موجودتاکیدشودوتاآنجاکه امکان داردمسئولیت اجرای راهبردبایدبه آنهاواگذارگردد.آنهاارزشها،باورهاوهنجارهایی دارندکه این اطمینان رابه مدیریت میدهدکه اجرای تغییرات مهم بافرهنگ سازمان تعارض پیدانکند.

3-   تعدیلات درسیستم پاداش بایدبه دقت انجام گیرد.

4- تغییراتی که بافرهنگ جاری سازمان کمترسازگاری داردبایدموردتوجه قرارگیردوحتی درچنین موقعیتهایی ممکن است شرکت خود،آن کارراانجام ندهدوبرای اجرای آن باشرکتهای بیرونی قراردادببندد،فرضاقراردادساخت قطعه ای بایک شرکت خارجی.

به حداکثررساندن تشریک مساعی:

درخانۀ شمارۀدو،تغییرات سازمانی برای اجرای راهبردجدیداندک است واینگونه تغییرات نیزبطوربالقوه بافرهنگ جاری سازمان سازگاراست.شرکت دراین موقعیت بایدبردوموضوع تاکیدکند:

1- استفاده ازاین موقعیت وامتیازبرای تقویت ومحکم کردن فرهنگ سازمان

2- استفاده ازاین فرصت زمانی برای برطرف کردن موانع توسعۀ فرهنگ مطلوب.

مدیریت پیرامون فرهنگ:

مدیریت درخانۀ شمارۀسه باتغییرات اندکی درعناصرکلیدی سازمان برای اجرای راهبردجدیدروبروست،اماهمین تغییرات اندک نیزبطوربالقوه بافرهنگ جاری سازمان ناسازگاراست.درچنین وضعیتی سوال مهم برای مدیریت اینستکه آیاتغییرات موردنظرازشانس معقولی برای موفقیت برخورداراست یاخیر؟بعنوان مثال،یک شرکت فراملیتی وپیشرودرصنعت،باچندتهدیدمهم برای رشدوسودآوری عالی روبروبود.این شرکت برای مواجهه بااین تهدیدها،باتوجه به فرصتهای بازارکوششهای قابل ملاحظه ای درزمینۀ تجدیدساختارسازمانی انجام داد،امامدیریت،پس ازارزیابی ریسک ناشی ازناسازگاری بافرهنگ سازمان،این راهکاررانپذیرفت.چنانچه شرکت باتغییریک عامل مانندساختارمواجه شودکه بطورتفکیک ناپذیری بافرهنگ مرتبط است،یک راهکارمثبت برای اجرای راهبردجدید،برنامه ریزی وهماهنگی نیروی انسانی است که وسیلۀ مهمی برای اجراست.مدیریت درخانۀ شمارۀسه میتواندازروشهای ذیل برای حل مسائل خوداستفاده کند:ایجادبخش یاشرکت مستقل- استفاده ازگروههای کاری،تیمهاویاهماهنگ کنندۀ برنامه ها- فروش واحدها-بستن قراردادهای فرعی- وامثال آن.اماایدۀ اصلی،ایجادروشی جایگزین برای رسیدن به تغییرمطلوب بدون مواجهۀ مستقیم باهنجارهای ناسازگارفرهنگی است وروشن است که باکاهش مقاومت فرهنگی،تغییرممکن است جذب سازمان شود.

تدوین مجددراهبرد:

مدیریت درخانۀ شمارۀچهاربابیشترین چالش درمدیریت روابط فرهنگ- راهبردروبروست وبایدتغییرات سازمانی متعددی رابرای اجرای راهبردجدیدصورت بدهد،اماتعدادوماهیت این تغییرات باارزشهاوهنجارهای جاری ومعمولامحکم ناسازگاراست.درچنین حالتی مدیران بایدابتدامناسب بودن تجدیدنظردرراهبردراباپرسشهای زیربررسی نمایند.

-        آیاواقعاضرورت دارکه تعدادی ازعوامل بنیادی سازمان تغییرکنند؟

-        آیامیتوان این تغییرات رابه گونه ای قابل پذیرش وموفق انجام داد؟

اگرجواب به این سوالات منفی باشد،مدیریت بایدبه طورجدی موضوع تدوین مجددطرح راهبردی رامدنظرقراردهدوراهبردی راانتخاب نمایدکه باارزشهاوهنجارهای سازمان بیشترسازگاراست ومیتواندآنرااجرانماید،اماچنانچه مدیران به این نتیجه برسندکه تجدیدنظردرراهبردانتخاب شده منافع بلندمدت شرکت رادربرنداردوضرورت داردکه فرهنگ سازمان تغییرکند،میتوانندچنین اقدام اساسی وسمبلیکی رابعنوان مبنایی برای شروع تغییرفرهنگ موردبررسی قراربدهند.این اقدامات که برای اجرای فرایندپیچیده ودرعین حال بسیارمشکل تغییرفرهنگ ممکن است به مدیران کمک کننددرذیل آمده است:

نقش مدیرعالی اجرایی:

یک مدیرعالی اجرایی نقشی آشکاردرهرتغییربنیادی سازمان دارد.این یک نقش سمبلیک درگرفتن تصمیمات سخت است.بنابراین تیم مدیریت عالی بایدفشاربرای تغییرراایجادکندوبه گونه ای عمل نمایدکه جدیت وقطعی بودن مسیرجدیدرانشان بدهد.

استخدام وارتقاء:

یک راه موثربرای شروع فرایندتغییرارزشهاوهنجارها،ورودافرادجدیدبه سازمان است،افرادی که ارزشهای مطلوب دارندوجهت تبیین وتلقین این ارزشهامناسب هستند.شرکتهاهمچنین میتوانندافرادی راکه درمقابل تغییرات جدیدبه شدت مقاومت میکنندجابجاکنندوحتی درحالتهای خاص ممکن است مدیریت عالی سازمان تغییرکند.

تغییرساختارپاداش:

یکی ازراههای موثردیگربرای تغییرارزشهاورفتارهابرقراری ارتباط میان ساختارپاداش وتغییرمطلوب دررفتارافرادوواحدهای فرعی سازمان است که شامل پرداختهای جبرانی،تخصیص منابع وسایرپاداشهایی است که تاثیرمثبت برتغییررفتاردرجهت مطلوب یاموردنظردارند.

تبیین رفتارمطلوب:

بدون اینکه مدیران ازرفتارمطلوب برای اجرای تغییرات آگاه شوندامکان اینکه بتواننددروظایف وروابط تغییرایجادکنند،وجودندارد.بنابراین تیمهای برنامه ریزی وهمکارانشان بایدقوانین جدیدراتبیین کنندونشان بدهندکه چگونه رفتارجدیدبرافزایش توسعه وپیشرفت شرکت موثراست.

ثبات رویه میان تغییرات مطلوب وپاداشها:

یک عنصرمهم درتغییرفرهنگ این است که کارکنان رااحمق فرض نکنیم،آنهااولویتهای واقعی راتشخیص میدهندوبانخستین ناسازگاری سخت حیران میشوندوسپس نسبت به تغییربی اعتناشده،سرانجام درمقابل آن مقاومت میکنند؛بنابراین،برای تغییرفرهنگ ثبات رویه میان آنچه گفته میشودوآنچه پاداش داده میشودبسیارحائزاهمیت است ودرواقع ثبات رویه درهرجنبه ازفرهنگ برای موفقیت آن ضروری است.ازآن گذشته،تغییردرفرهنگ سازمانی نیازبه زمان داردومجریانی که درتبدیل بنیادی یک فرهنگ موفق بوده اندتخمین میزنندکه فرایندمذکور6تا15سال زمان لازم دارد.بنابراین،راهبردسازان درکوششهایشان برای تغییرعوامل اساسی وتجدیدشکل گیری راه انجام دادن کارهادریک شرکت بایدتدریجی بودن فرایندراتشخیص بدهند.آنهابایدفرصتهای کوچک رابرای شروع یک اقدام که بطورآشکارتقویت کنندۀ روحیه وجهت فرهنگ جدیداست،جستجونموده،وکوشش کنندکه به تدریج تعهدات کارکنان رابه راهبردجدیدسوق دهندبه طوری که تناسب میان ارزشهای کارکنان وماموریت جدیدسازمان به طورمستمربهبودیابد.

ساختار،رهبری وفرهنگ درقرن بیست ویکم:

کاهش قدرت تعدادی ازبزرگترین شرکتهای جهان درآغازقرن بیست ویکم وورودبه اقتصادجهانی باورنکردنی است.اشتباهات راهبردی مدیران شرکتهایی همچون کداک،جنرال موتورز وای تی اندتی،قدرت آنهاراتحلیل برده است.تردیددرتغییر،حفظ ساختارسازمانی سنتی،رهبری ناکارآمد،وفرهنگهای مقاوم درمقابل تغییرباعث میشوندکه تعدادی ازشرکنهای برترناگهان فروشهای خودراازدست بدهندوبابحران بقاروبروگردند.خطربسیارمهم تراماپنهان تری هم درکمین شرکتهاست وآنهم خطرناتوانی شرکتهادرتطبیق وناسازگاری باسرعت تغییرفناوری ونوسانات فناوری مدرن است.مطالعات انجام شده همه بیانگرآنستکه تعدادکمی ازشرکتهاسرمایه گذاریهای سنگینی دراین حوزه انجام داده اند.

منبع۲۹۴

2 مرقومه در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384ساعت 16:26  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(310)خلاصه ای ازآنچه گذشت وارتباط فرهنگ باراهبرد

فرهنگ تاثیرزیادی برزندگی سازمان داردولی افرادی که درسازمان کارمیکنندبطورمعمول این امرراتشخیص نمیدهند،چراکه مفروضات واولویتهایی که راهنمای فکروعمل افراداست درخارج ازحوزۀ آگاهی آنها،یعنی درضمیرناخودآگاه عمل میکند.اگرچه بعضی ازباورهایاارزشهاممکن است آشکارباشند،اماباورهاوارزشهای اساسی اغلب نانوشته بوده وهمیشه آشکارنیستند؛بعبارت دیگر،فرهنگ دارای کیفیتی ظریف است،مانندماهی که نمیتواندتشخیص بدهدکه تاچه اندازه به آب وابسته است،آنهایی هم که تحت تاثیرفرهنگ یک سازمان قراردارندازتاثیرآن برهمکاری،تصمیم گیری،کنترل،تعهدوارتباطات درون سازمان غافل هستند.قدرت فرهنگ تعیین کنندۀ کارایی است،امامحتوای فرهنگ براثربخشی سازمان تاثیرگذاراست.محتواتعیین کنندۀ جهت تاثیرگذاری یک فرهنگ بررفتارسازمان است ولذااگرمحتوای فرهنگ،هدایت کنندۀ فکروعمل افراددرجهتی مغایربانیازهای بازرگانی وراهبردی باشد،آن فرهنگ(بدون توجه به کارایی آن)اثربخش نخواهدبود.بنابراین،امرمهمی که مدیران راهبردی باآن روبروهستند،مدیریت دقیق راهبرد- فرهنگ ورابطۀ میان ایندوبرای اجرای اثربخش راهبرداست.

ارتباط راهبردوفرهنگ

فرهنگ به کارکنان احساسی ازچگونه رفتارکردن وآنچه بایدانجام شود،میدهد،همچنین راهنمای آنهادرتعیین اولویتهای مربوط به کارشان است وکمک میکندکه فاصلۀ میان دستورات واحکام رسمی اعلام شده وآنچه واقعارخ میدهدپرشود؛بنابراین فرهنگ دراجرای راهبردبسیاراهمیت دارد؛بعبارت دیگرزمانی که فرهنگ سازمان باراهبردبعنوان یک عامل بسیارقدرتمندوهدایت کنندۀ فعالیتهای اجرایی عمل میکند،وبرعکس،هنگامیکه فرهنگ باراهبردناسازگاراست،سازمان راازدیدن وشناختن تهدیدهای رقباویاتطبیق بامحیطهای اقتصادی واجتماعی درحال تغییر،که راهبردجدیدبرای غلبه برآنهاطراحی شده است،بازمیداردوبعنوان یک مانع عمل میکند.بررسیهاوتجربیات نیزنشان میدهدکه فرهنگ درنهادینه کردن راهبردشرکت نقش بسیارمهمی دارد.روشن است که بیان این موضوع بسیارساده است،امااجرای آن فوق العاده مشکل است.بنابراین موضوع مهمی که بایدمدیریت گردد،ایجادتناسب وسازگاری میان مفروضات مشترک تشکیل دهندۀ فرهنگ یک سازمان باالزامات جدیدراهبردانتخاب شده است.

منبع۲۹۴ 

2 مرقومه در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 13:21  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(309)چگونه فرهنگ برسرنوشت سازمان اثرمیگذارد؟

برای درک اینکه چگونه یک فرهنگ برزندگی سازمان اثرمیگذاردلازم است که پنج فراینداساسی درون سازمان،یعنی همکاری،تصمیم گیری،کنترل،ارتباطات وتعهدراموردبررسی قراردهیم.

همکاری:

همکاری واقعی تنهاباوضع قوانین حاصل نمیشود.مدیران میتوانندبه طوردقیق قراردادهاومقررات راتنظیم کنند،انتظاراتشان رابه تفصیل روشن نمایندوبرای رفتارهای صحیح پاداش تعیین کنند،اماحتی باوجودرویه های بسیارسنجیده هم هرگزنمیتوانندهمۀ پیشامدهاراپیش بینی کنند،پیشامدهایی ناگهانی که سازمان رادرشرایطی قرارمیدهدکه تنهاتمایل کارکنان به همکاری تعیین کننده است.درچنین حالتی درجۀ همکاری افرادتحت تاثیرمفروضات مشترک آنهایافرهنگ سازمان قراردارد.

تصمیم گیری:

فرهنگ برفرایندتصمیم گیری نیزتاثیرمیگذارد.باورهاوارزشهای مشترک یافرهنگ،مجموعه ای سازگارازاولویتهاومفروضات رادراختیاراعضای سازمان قرارمیدهد.این امرمیتواندبه افزایش کارایی فرایندتصمیم گیری منجرگردد.روشن است که کارایی به معنای اثربخشی نیست؛بنابراین اگرنیازهاوراهبردسازمان باباورهاوارزشهای مشترک منطبق وهم جهت نباشندبانتایج منفی روبروخواهیم گردید.

کنترل:

کنترل به منظورایجادتوانایی برای رسیدن به نتایج برنامه ریزی شده ضرورت میابدکه بوسیلۀ دومکانیسم متفاوت کنترل،یعنی رویه های رسمی واجتماعی،این امکان فراهم میگردد.کنترلهای رسمی برقوانین،رویه ها،خطوط راهنما،بودجه هاودستورالعملهاتاکیدمیکنند،درحالیکه کنترلهای اجتماعی،باورهاوارزشهای مشترک اعضای سازمان رامدنظرقرارمیدهند،بعبارت دیگر،کنترل اجتماعی ناشی ازفرهنگ سازمانی است ودرانتخاب راهبردهایابدیلهای مناسب موثراست.فرهنگ قوی،تسهیل کنندۀ فرایندکنترل ازطریق افزایش کنترل اجتماعی است که ازکارایی بالایی هم برخورداراست،امامجدداتاکیدمیکنیم که بایدمیان کارایی واثربخشی تفاوت قائل شد.

ارتباطات:

اولین ومهمترین دلیل ارتباطات نامناسب درزندگی روزانه وسازمانی، وجودمسائل فنی میان نقطۀ شروع ارتباطات یاارسال پیام، ونقطۀ دریافت آنست.دومین مانع دربرقراری ارتباطات صحیح مربوط به تفسیرپیام است.حتی هنگامیکه دوشخص باهم رودرروارتباط برقرارمیکنندومسائل فنی درحداقل است،خطرفهم نادرست پیام برای هردوطرف وجوددارد.اماموضوع هنگامی پیچیده ترمیگرددکه اعضای یک سازمان کوشش میکنندبافردی دیگردرمحلی دیگرودرواحدی متفاوت ارتباط برقرارکنند،ویااینکه مدیران ارشدمیکوشندباتمامی اعضای سازمان ارتباط برقرارنمایند.فرهنگ دراین حوزه هم میتواندبه مدیران کمک کندوبه دوطریق خطرات ارتباطات نامناسب راکاهش دهد:نخست اینکه نیازی به برقراری ارتباط درموضوعی که طرفین مفروضات مشترکی دارند،تقریباوجودندارد،ودوم اینکه باورهاوارزشهای مشترک،خطوط راهنمارابرای کمک به تفسیرپیام فراهم میسازند.بنابراین یک فرهنگ قوی،کارایی واثربخشی ارتباطات راتشویق میکند،ضمن آنکه،مزایای این کارایی واثربخشی نبایدسطحی پنداشته شود،چراکه ارتباطات همچون خونی دررگهای سازمان عمل میکند.محتوای فرهنگ نیزبرمحتوای ارتباطات اثرمیگذارد،بعنوان مثال دربعضی ازفرهنگهاارتباطات بازدارای ارزش است وبرعکس.

تعهد:

یک شخص هنگامی احساس تعهدبه یک سازمان خواهدداشت که نوعی پیوستگی احساسی راتجربه کندوباسازمان تعریف وشناخته گردد؛بعبارت دیگرتنوعی ازانگیزه هامانندحقوق،اعتبارواحساس ارزشمندبودن،فردرابه سازمان وابسته میکند.دراین میان،فرهنگهای قوی این شناسایی واحساس وابستگی راازطریق باورهاوارزشهای مشترک تسریع میکنند.کارکنان متعهددرانجام اقدامات واتخاذتصمیمات به طورخودکارتاثیربدیلهارابرسازمان ارزیابی میکنند.این افرادکوششهای فوق العاده ای رادرصورت نیازبه کارمیبرندتاسازمان راازبن بستهایاگرفتاریهاخارج کنند.

منبع۲۹۴

2 مرقومه در  پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 16:57  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(308)تبیین یک فرهنگ

استباط وبیان یک فرهنگ به سادگی وباتکیه برگفته های چندنفردربارۀ آن عملی نیست،زیراکه یک فعالیت تفسیری وذهنی است وبرای اینکاربایدتجربیات تاریخی وجاری موردتوجه قرارگیرد،وبه این نکته نیزبایدتوجه گرددکه دومشاهده کننده ممکن است استباطات متفاوتی ازیک فرهنگ داشته باشند؛به عبارت دیگر،دراینجاجواب دقیقی وجودندارد. روش نظام مندبرای کمک به استنتاج یاتفسیرفرهنگ،استخراج مفروضات مهم یک فرهنگ ازمبانی،گفته ها،اعمال واحساسات مشترک است.افرادی که یک فرهنگ رابررسی وارزیابی میکنندممکن است بافهرست متفاوتی ازمبانی،گفته ها،اعمال واحساسات مشترک مواجه گردندکه تبدیل این یافته های متعددبه تعدادمحدودی ازباورهاوارزشهای مهم بسیارحائزاهمیت است.

چگونه فرهنگ برزندگی سازمان تاثیرمیگذارد؟

فرهنگ یک عامل قوی ومثبت درسازمان محسوب میگردد،امادرعین حال میتواندنقشی منفی درعملکردآن نیزداشته باشد.فرهنگ عامل قدرت است چراکه ارتباطات رادرداخل سازمان آسان واقتصادی میکند،باعث تسهیل کنترل وتصمیم گیری میشودوسطوح بالایی ازهمکاری وتعهدرادرسازمان به وجودمیاوردوروشن است که دراین صورت کارایی فعالیتهاافزایش ومخارج سرمایه گذاریهاکاهش میابد،اماممکن است فرهنگ به عنوان عاملی منفی عمل کندوآن زمانی رخ میدهدکه باورهاوارزشهای محوری یک فرهنگ بانیازهاوراهبردانتخاب شده ازسوی شرکت تعارض دارند؛به عبارت دیگر،به میزانی که محتوای یک فرهنگ تقویت کنندۀ افکارورفتارهایی درسازمان است که ازنظرمدیران نامناسب است،کارایی آن درجهت رسیدن به نتایج اثربخش نخواهدبودوکمکی به مدیران نمیکندوبه صورت عاملی منفی عمل میکندویک ضعف تلقی میگردد،چراکه تغییرمحتوای فرهنگ بسیارسخت است.

منبع۲۹۴

2 مرقومه در  جمعه نهم دی 1384ساعت 16:28  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(307)قدرت فرهنگ

قدرت فرهنگ تحت تاثیرشدتی است که اعضای سازمان درفعالیتهای روزانۀ خودباآن موافقت دارند.سه ویژگی خاص فرهنگ که تعیین کنندۀ قدرت آنست عبارتنداز:تنوع،وسعت اشتراک،روشن بودن اولویتها.

روشن استکه اولا،تعدادمفروضات مشترک ومهم ازیک سازمان به سازمان دیگرمتفاوت است.فرهنگهای متنوع باورهای زیاد،وفرهنگهای رقیق(محدود)مفروضات اندک دارند.فرهنگهایی باتعدادلایه های زیادازباورهاوارزشهای همگانی،عموماتاثیری قوی بررفتارکارکنان میگذارند.به عنوان مثال"آی- بی- ام"دارای فرهنگی استکه ازتعدادی باورهاوارزشها،شامل احترام به افراد،تشویق نوآوریهای سودمندوانجام آنچه درست است،ساخته شده است.فرهنگهای محدودنیزمفروضات کمتری دارندوبنابراین تاثیرضعیف تری برزندگی سازمان دارند.

ثانیا،بعضی ازمفروضات یاباورهاوارزشهای مهم درسطح وسیعتری درسازمان حضوردارند،به عبارت دیگرگسترده ترند،وهرعضوی ازسازمان آنهارادرونی کرده است.اگرچه تعداداینگونه باورهاوارزشهامحدوداست،بدیهی است فرهنگهایی که ارزشهاوباورهای آن گسترده ترباشند،نفوذبیشتری برعملکردسازمان خواهندداشت،چراکه رفتارتعدادبیشتری ازاعضای سازمان به وسیلۀ آنهاهدایت میشود.

وبالاخره،دربعضی ازفرهنگهای سازمانی،باورهاوارزشهای مشترک به روشنی اولویت بندی شده ونظم یافته اند.دراین فرهنگهاروابط مفروضات بایکدیگرمبهم نیست واهمیت نسبی هرکدام ازباورهاوارزشهاروشن است،درحالیکه درفرهنگهایی بانظم کمتر،اولویتهای نسبی مفروضات وروابط درونی آنهاروشن نیست؛به همین دلیل فرهنگهایی که مفروضات آنهابه روشنی نظم پیداکرده اندتاثیرعمیق تری بررفتاردارندواعضای سازمان میدانندکه درموارداختلاف کدام ارزش مسلط است.

درحالیکه محتواتعیین کنندۀ جهتهای تاثیرگذاری یک فرهنگ بررفتارسازمان است،اماشدت این تاثیربه قدرت فرهنگ بستگی دارد.فرهنگ قدرتمند،فرهنگی متنوع تر،گسترده ترونظم یافته تراست که درنتیجه،تاثیرعمیق تری بررفتارافرادسازمان خواهدداشت.امابایدبه این نکته هم توجه کردکه فرهنگ قوی تردرمقابل تغییرات نیزبیشترمقاومت میکندوبنابراین نشان دهندۀ یک دارایی یابدهی مهم است که بستگی به سازگاری فرهنگ بانیازهای راهبردانتخاب شده دارد.

منبع۲۹۴

2 مرقومه در  جمعه دوم دی 1384ساعت 19:56  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
 
لیسانس مدیریت بازرگانی ازدانشگاه تهران وفوق لیسانس مدیریت رسانه ازدانشکده صداوسیما- 1348-مدیران حیات دهندگان سازمان هستند،موضوع مدیریت معنایی شگرف درحوزه علوم راداراست وبهمین دلیل برماست که درجهت مترقی نمودن آن بکوشیم.امروزه ازهرکسی دلیل مشکلات موجودرامی پرسیم قبل ازهرچیزبه ضعف مدیریت اشاره میکند،البته حق بااوست.بایدسعی تمام کسانیکه قلبشان برای ایرانی سربلند،می تپد،این باشدکه درجهت اعتلای افتخارات ایران باستان بکوشند،ایرانی که مسلمادارای سیستم مدیریتی منحصربه فردبرای خودبوده ومیباشد.چرابه دنبال پیاده کردن الگوی مدیریتی کشوری دیگرباشیم؟مدیریت امریکایی باآن فرهنگ مطابق است ومدیریت ژاپنی نیزبافرهنگ ملت آنجا،ومدیریت ایرانی نیزبالطبع ازالگوهای فرهنگی این مرزوبوم نشات می گیرد.بایددانست که درهرکشورتنهاالگوی مدیریتی منطبق بافرهنگ آن کشورپاسخگوی مسایل مدیریتی آنست وکشورهاتنهامیتوانندازبعضی تجربیات یکدیگراستفاده کنند.اصول کلی که تمام دانشمندان علم مدیریت برروی آنهااتفاق نظردارندعبارتست از:برنامه ریزی،اجراوکنترل.البته بعضیهاموارددیگری راهم ذکرکرده اندمانند سازماندهی،رهبری و... ،بهرحال این سه مورداصول اولیه شمرده میشوندکه دربررسی مشکلات مدیریتی کشورحتمابایدبه آنهاپرداخته شود.درخصوص برنامه ریزی واجرادرکشورمان مشکل زیادی نداریم،آنچه اغلب سازمانهای ما دچارآن هستند،نقصان قوه کنترلی است،به اعتقادمحققین علم مدیریت اگریک اصل رابخواهیم برای مدیریت تعریف کنیم بایدکنترل راذکرکنیم که متاسفانه این مهمترین اصل مدیریتی درسازمانهای ایرانی بسیارکمرنگ مینماید.براستی چاره چیست؟نظام دیوانسالاری حاکم براغلب سازمانهای مازمینه سازهرفعالیت غیرقانونی شده است فقط به این دلیل که مهمترین کنترل کننده که عبارت
ازکنترل کننده درونی افراداست بایک بیماری صعب العلاج دست وپنجه نرم میکند.حرکت فرهنگی عمیقی بایدآغازگرددتااین مهمترین اصل مدیریت تحقق یابد.یک مدیرهرچنددرتعیین استراتژیهایی برای سازمان بکوشدوهرچه درجهت تحقق آنهاتلاش کندولی نتواندبرچگونگی اجراکنترلی داشته باشدسازمان خودرادرناکجاآبادبایدسراغ بگیرد.براستی ضعف اغلب مدیران مادرچیست؟بسیاری ازآنهاازآخرین شیوه های پیشرفته علم اداره سازمان مطلعندوتجربیات زیادی نیزدارندولی...

آنچه برماگذشت
خرداد 1387
دی 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
شکرشکنان شیرین گفتار
نشریه به اندیش
  مدیریت صنایع وبهره وری
  مدیریت تکنولوژی اطلاعاتی
  مهندسی صنایع تهران شمال
  مقالات مدیریت وبازاریابی
  مدیریت صنعتی
  مدیریت منابع انسانی
  چهارراه تبلیغات
  سینرژی
  علیرضامجاهدی
  خاطرات یک مدیر
  امیدجهانشاهی
  مدیران برتر
  تولیدناب
  مدیریت برتر
  امیدبه کایزن
  سنگ نوشته
  مدیریت نگهداری
  نظریه ی بازیها
  مباحث مرتبط باسیستمهای نت
  مدیریت تحول
  راه حلي براي آينده
  پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران
  درجستجوی افقی تازه-جستاری دردانش مدیریت
  مدیریت ایرانی
  مهندسی صنایع ومقالات دروس آن
  نگهداری وتعمیرات بهره ورفراگیر
  آهنگ صنعت
  مقالات انجمن علمی مدیریت بازرگانی
  مدیریت مسی
  وایمکس گروه کامپیوتروتکنولوژی پرشین
  آکادمی شش سیگمای ایران
  من ارتباط دارم پس هستم
  ارتباطات ومدیریت رسانه
  یادداشتهای یک خبرنگار
  فرهنگ وارتباطات
  گاه نوشتهای من
  گروه توسعه کارتیمی ایرانیان
  مدیریت برقلبهامازیاراحمدی
  گروه مدیریت
  مطالعات مدیریت استراتژیک
  مدیریت درهزارۀ سوم
  مدیریت صنعتی آقاکاظم
  فرهنگ کارایرانیان وغیرایرانیان
  بهینه
  جدیدترین اخبار آی تی
 
 

 

آغازفعالیت:16/03/84

راهكار مديريت
نشانی رایانه وار
مرقومه های سلف





Powered by WebGozar