تبليغاتX
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
__________ اولین وجامعترین پایگاه رایانه گسترفارسی زبان باموضوع فوق تخصصی فرهنگ سازمانی _________
(293)درسی ازفرهنگ سازی

چندروزپیش مصطفی عقادکارگردان جاودانۀ فیلم سینمایی محمدرسول الله دریک حادثۀ تروریستی دراردن فوت شد.این فیلم حدودا30 سال پیش ساخته شد.ضمناامروزسالروزشهادت حضرت حمزه(ع)عموی بزرگوارپیامبراکرم(ص)هم بود.به این دومناسبت امروزبرای شایددهمین بارفیلم فوق بازهم پخش شد.بااشتیاق تمام بازهم ازاول تاآخراین فیلم رادیدم(البته قبول دارم که نقصهایی هم دارد).هربارکه این اثربزرگ رامیبینم به نکات جدیدی درمورداین شهسوارخلقت(پیامبر)پی میبرم.امروزازاول تاآخراین فیلم داشتم به فرهنگ سازی پیامبرفکرمیکردم.چه طورمیشودکه یک انسان این قدرت رابکارمیبنددکه ازعده ای عرب بدوی دخترکش سوسمارخورکه اوج زندگیشان تنهاپول وشهوت بوده است(گرچه امروزه هم هنوزخیلیهازندگیشان براساس این دو اصل تعریف میشود)،انسانهایی میسازدکه اوراق تاریخ رامملوازنامهای نیک خودمینمایند.مطمئناسازمان نوپای حکومت اسلامی پیامبرنیازمندفرهنگی پولادین بودتابتواندنه تنهاجزیره العرب،که بیش ازنیمی ازدنیای آنروزرادرسیطرۀ خودبگیرد.برای مامفیداست که درک کنیم پیامبرازچه نقطه ای شروع نمود.ابتدااینکه برای افزایش تاثیرفرهنگی بایدازخودشروع نمود.پیامبردربررسی اجدادونیاکان،دارای سابقه ای خوب است ودارای اسلافی است که همگان جزءنیکان زمان خودبوده اند.پس شالودۀ زندگی برپایه ای درست بنانهاده شده بود.دردوران قبل ازپیامبری وی محمدامین لقب گرفت.این بدان معناست که دستانی پاک وعاری ازآلودگی دارابوده است.تمام طول زندگی ایشان که مطالعه میشود،هیچ نکتۀ ابهامی درآن وجودندارد.کسی که خودپاک است بیگمان وبه سادگی درقلبهانفوذکرده است.وی هرآنچه راکه تشخیص داده است که بایددرسازمان خودتبدیل به فرهنگ نماید،ابتداخودتجربه کرده است وعمل اوبوده است که پیروان رامفتون نموده است.بلی،هرآنچه راکه میخواهیم درسازمانمان فرهنگ کنیم،ضرورت آن اول برای خودمان وسپس برای کارمندانمان بایدعجین اذهان گردد.به این سادگیهانیست.کاربسیارمیخواهد.ضمن آنکه بعدازفرهنگ سازی پیشروی آسانتراست.

2 مرقومه در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 20:25  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(292)فرهنگ سازی برای تشویق وتنبیه

درابتدابه اطلاع دوستان میرسانم که تامدتی نمیتوانم به طورمنظم مثل گذشته مطلب بنویسم،دلیلش هم تقریبابرمیگرددبه عوض شدن مدیرمان،مدیرجدیدهرچه نباشدحداقل حرفهای قشنگی میزند،مدیرقبلی یادم میایدکه دراولین جلسه هم حرفهای قشنگی نداشت.ماهم گفتیم این حرفهای خوبی میزند،ماهم کمی همراهیش میکنیم،اگردیدیم درعمل هم صادق است همراهی راادامه میدهیم،والابنابه قانون ملک وملت عمل خواهیم کرد!ولی به هرحال ازهرفرصتی برای برقراری ارتباط باشمادوستان ارجمنداستفاده خواهم کرد،قبل ازهرچیزبه خاطرنیازخودم به این ارتباط.خب،دیشب قبل ازاخبار۲۱شبکه اول تلویزیون درهنگامیکه ساعتی رانشان میدادکه ثانیه هایش میگذشت درکنارصفحه جمله ای پربارازبزرگمردتاریخ حضرت علی(ع)درج شده بودکه امروزدرصفحه ی تقویم رومیزی دفترنشرفرهنگ اسلامی روی میزم هم آنرادیدم."بزرگترین مراتب حماقت،زیاده روی درتحسین وتوبیخ است".مسئله ایکه خیلی ازمدیران مابه آن توجه نمیکنند.گاهی یک توبیخ راآنقدرکشش میدهندکه نتیجه ی موردنظرحاصل نمیشودوجوی ازتنفردرمیان کارمندان حاصل میشودکه میتواندبسیارخطرزاباشد،وگاهی تحسین زیاده ازحدباعث بی اجروقرب شدن جایگاه مدیریت میگردد.مادرسازمان بایدفرهنگ متناوب تشویق وتنبیه داشته باشیم نه متوالی.برای جاانداختن هروظیفه ای نبایدتشویق کرد،وبرای هرنقصانی تنبیه جواب نخواهدداد.درصدخطارابعنوان فرهنگ الگوبرای تنبیه بایددرنظرداشت.تکرارتشویق باعث بوجودآمدن انتظاراتی میگرددکه درنهایت باعث رکودامورجاری سازمان میگردد.درواقع به زاویه ای،یک تشویق وتنبیه خاص نبایدفرهنگ شود.فرهنگ کلی تفاوت قائل شدن بین کسانی استکه خوب کارمیکنندوآنهاکه عملی شایسته ندارند.فراموش نکنیم که اگرتشویق وتنبیه درسازمانی به طورکلی کنارگذارده شود،رهسپاری، به دیارعدم خواهیم داشت.قانون بزرگ آفرینش نیزازاین تشویقهاوتنبیه هازیاددارد.

2 مرقومه در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:30  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(291)نیایش

بارالهاباردیگرباران رحمتت رابرمانازل فرمودی- بارالهاباردیگرمرابه یادبی سرپناهانی انداختی که قطرات رحمتت برای آنان محنت است- محنت آنان دلیل ظلم بندگان توست- خودت ازصبرت خسته نشده ای- خدایادرآن صبحگاه که ژاله های شفاف رابرروی گلبرگهای وسط میدان محلمان دیدم،به یادصورت خیس کارگری افتادم که بخاطریک لقمه نان درزیرباران بایدازاین وآن حرف بشنودوحمال کیسه های زرظاهرمسلکان باشد- معبودمن درآن شب که کرم شب تابی دیدم،به یادآوردم آوارگان خیابان راکه ازجورزمان درحدنوریک کرم شب تاب هم درزندگی آنان نورامیدی نیست- درآن شب بارانی فریادکودکی که تازه به دنیاآمده بود،مرابه یادآن کودکی انداخت که دریک صبح بارانی جسدبی جانش درجوی خیابان ولیعصرفریادمیزد:آی انسانهادرعصرخون وآهن به کدامین امیدزنده اید- خدای من کویرسوزانت رابرمن بنمایان که من رالیاقت درک رحمتت نیست- اگرمن سیرباشم وهمسایه ام گرسنه آیاارزشی بیش ازیک ریگ کویری دارم- خدایاآتش قهرت کجاست- خدایانفرین بندگان مقربت چرامن رانمیگیرد-دیروزبرای پیشرفت کارم به کسی رشوه دادم- پریروز برای پیشرفت درآمدم ازکسی رشوه گرفتم- دیشب پشت سرهمکارم طعنه زدم- امروزصبح نسل وخانواده ی رییسم راشیطانی نامیدم- ای سنگهای آسمان مرادرزیرخودمدفون کنید- ای آبهای دریامرادرقعرخوفناک چاله هایتان بستردهید- ای عشق مرازحریم کبریائیت مران- هرچه کردم زکودکیم بود- توبزرگی کن- مراقدرتی ده که بزرگی دنیایت سرمشق من باشد.

2 مرقومه در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 14:12  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(290)بی چیزی دراوج دارایی

امروزخیلی بی مطلب شدم وآنهم به چنددلیل است:چندی پیش یکی ازدوستان دیداری ازخرمشهرداشت،میگفت پلی درخرمشهروجودداردکه معروف به پل آقای ایکس است.داستان غم انگیزی درکناراین پل وجوددارد.اینطرف وآنطرف این پل عظیم تاسیسات آقای ایکس قراردارد،یک سوبه دریا وسمت دیگرتاسیسات تعمیرکشتی وجوددارد،ارتفاع پل چنان کوتاه است که کشتیهابرای تعمیرنمیتوانندبه سمت دیگربروند،واگریک کشتی خیلی مجبوربه تعمیرباشد،بایدقسمتی ازعرشه ی خودراببردتابتوانداززیرپل ردشودوعازم تعمیرگاه شود!دوستم میگفت مردم خون گریه میکنند،حال چطورانتظاردارندکه خوزستان شلوغ نشود؟درخصوص پرونده ی لکابالاخره سومین نفرهم پستی بسیارحساسترازقبل گرفت!این سه نفرباعث شدندمیلیاردهاتومان به جای روانه شدن به خزانه ی دولت درکانالهای دیگری جاری شود،البته من نمیگویم این کانالهامربوط به خودشان بوده است!...یکی ازمدیران نالایق که ازصدقه سری این نظام به درجاتی رسیده است راامروزدیدم که میگفت بافلان مبلغ داردازانگلستان مدرک دکتری میگیرد.دردل خودگفتم این پیراستعمارهم میداندامثال این آقاراچگونه میشوددرحماقت خودنگه داشت!واقعابعضیهافکرمیکنند مدرک شخصیت میاورد!ولی انگارحداقل برای بعضیهانان وآب میشود....ازطرف دیگرامروزبرای هزارمین باربحث فرارمغزهارابادوستان داشتیم که این بحث اشک خون میخواهدوبس.گلهایی که درنمکزاردرحال نابودی هستند.وانگاراینهابایدنابودشوندتابعضیهاجان بگیرند.۱۳سال پیش که به تهران آمدم ازهوای آلوده مدتی رامریض بودم،ولی حالاهروقت به شهرمان میروم ازهوای تمیزمریض میشوم!!!

2 مرقومه در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 9:25  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(289)فرهنگ تثبیت

آنروزصبح داشتم به سرووضع کارمندان اداره مان درحالیکه داشتندواردمیشدندنگاه میکردم،یکی با کت وشلوار،یکی باکاپشن،یکی بابارونی،یکی باکلاه،یکی بابوی خوش،یکی اول صبح بابوی عرق بدنش،خانمی بامانتو،خانمی باچادر...دراین بین پیرمردی که بازنشسته است وفقط گاهی به اداره مان میاید،توجه مرابه خودجلب میکند،این پیرمردشیک پوش ترین فردی است که من دراداره دیده ام،بوی ادوکلنش محشراست،همیشه یک اسپری درکیف خوددارد،همیشه اصلاح کرده است،صبحهابرای جلوگیری ازبوی دهان،آدامسی دردهان دارد،البته درسرکاردهانش نمیجنبد.بخاطرمنش اوسعی کرده ام رفتارش راالگوی خودقراردهم.بایدپذیرفت که درسازمان به الگونیازمندیم.یکی ازوظایف مدیران اینستکه باشناسایی ومعرفی این افرادبه دیگران وتشویق آنان درحضوربقیه ی کارکنان،به نوعی الگوسازی نمایند.باالگوسازی بسیاری ازاعمال ورفتاری راکه میخواهیم درسازمان حاکم،ویاازسازمان ریشه کن شوند،رابه اطلاع اعضای مجموعه ی خودمیرسانیم.یکی ازمهمترین دلایل درسازمانهاییکه بانگاه به آنهانمیتوان به ماهیت آنهاپی بردوطبعاازهیچ نظمی نیزپیروی نمینمایند،عدم ایجادالگوهایی استکه به ریشه دواندن فرهنگ درسازمان میپردازند.بلی،برای تثبیت یک فرهنگ،تربیت واشاعه ی الگوهاضروری است.هنگامیکه پشتکاری وکم کاری درسازمان بدون پاداش وعقوبت باشند،بجای فرهنگ تلاش،فرهنگ بی تفاوتی،فرهنگ حاکم خواهدبود.فرهنگ عشق،باتلالوفرهنگ صداقت وخلوص،برژاله گان کاروتلاش رخ مینماید.پس صداقت خودراباوسایل گوناگون بایدبه اثبات رساند.

2 مرقومه در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 8:18  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(288)خرده فرهنگی دیگر

یکی ازمشکلاتی که درسازمانهایمان داریم،چیزی استکه بعضیهابه آن میگویند"هیئتی کارکردن"،حال هرچه میخواهیدنامش رابگذارید.اینکه چرایکسری اموررانمیتوان مطابق نظم وانسجام مشخص انجام دادوحتمابایدبه نوعی سرهم بندی وچیدمان غیرمنضبط عمل کرد،مسئله ی ساده ای نیست،چراکه سالیان متمادی است دربسیاری ازسازمانهای مابدینگونه عمل میشود.به نظرمیرسدکه اولویت دادن به برنامه ریزی ونظم درامور،بایددرسازمانهای مابعنوان یک فرهنگ غالب،نقشی اساسی ایفانماید.شایدبعضیهابگویندکارهیئتی مخصوص زمانی است که کاری ضرب الاجلی پیش میایدوبه ناچاربایدبه سرعت کارانجام گیرد،درچنین زمانی تمام کارمندان بایدهرکاری که به آنهاابلاغ میشود،راانجام دهند!خب،اینکه کارمندان نسبت به کارهای دیگرسازمان آگاهی داشته باشند،خوب است که البته پروژه ای است بابرنامه ریزی بلندمدت،ولی اینکه تاکاری فورس ماژورپیش آمدبخواهیم همه چیزرابه هم بریزیم تابه یک چیزبرسیم،اصلامعقول نیست،بلکه بایک برنامه ریزی حساب شده میتوانیم پیش بینی ایام خاص راهم انجام دهیم،چیزی حدودامثل ستادحوادث غیرمترقبه.شایددرسازمانهای دولتی بیشتربااین پدیده(هیئتی کارکردن)روبروباشیم،که اگرچنین باشد،نشاندهنده ی این وضعیت استکه هرچه سازمانهابسوی نظم نوین سازمانی بیشترگام برداشته اند،بیشترتوانسته اندبابحرانهای رودرروکناربیایند.درواقع اهمیتی که مدیران به جزءجزء مجموعه ی خودمیدهند،موجب افزایش توانایی دربرخوردبابحرانهامیگردد،بدین نحوکه اهمیت مقطعی یک امرموجب ازهم گسیختگی سایرامورمیگردد،ولی درنظرداشتن حساسیتهای اجزاءدرهرزمان،منجربه ایجاداستحکام درسازمان میگردد.

2 مرقومه در  یکشنبه پانزدهم آبان 1384ساعت 8:46  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(287)حساسیتهای فرهنگی

سلام.عیدفطررابه شماتبریک وتهنیت عرض میکنم.امیدوارم طاعات وعبادات شمامقبول حضرت حق قرارگرفته باشد.معمولاخیلی کم پیش میایدکه بیماری مراخانه نشین کند،ولی ازروزچهارشنبه حسابی بیمارشدم طوریکه نه توانستم سرکاربروم ونه دانشکده.جمعاسه روزخانه نشین شدم.به همین دلیل باعرض پوزش نتوانستم چیزی بنویسم.وامابحث امروز،یکی ازراههاییکه میتوان فرهنگی رادرسازمان پیاده نمود،نزدیک نمودن ارزشهاوفرهنگ انفرادی اعضاءمیباشد.برفرض درسازمان یکصدکارمندداریم.ممکن است به اندازه ی این افراد،فرهنگهای متفاوت درفضای سازمان درحال فعالیت باشند.این مهم نیست که یک روستایی ویک شهری،یک بالاشهری ویک پایین شهری،یک ترک ویک فارس،یک تهرانی ویک همدانی،یک سیاهپوست ویک زردپوست،...درسازمان درکنارهم باشند(خوب البته هرچه این تفاوتهاکمترباشند،اجرای یک فرهنگ واحددرسازمان آسانترخواهدبود)،مهم اینست هنگامیکه کارمندان درسازمان درکنارهم قرارمیگیرندسربه اطاعت ازیک فرهنگ بردارند.اینکه کسی درمنزل خود دست به سیاه وسفیدنمیزند،هیچگاه دلیل بربیعاری درسازمان نخواهدبود.تذکردادن به افرادخاطی اگردرخیابان وظیفه نیست،درسازمان وظیفه است،اصلااگرمادرسازمانهای کوچک فرهنگی راپی ریزی نماییم،توان اجرای آن درجوامع وسازمانهای بزرگترراخواهیم داشت.به هرحال بایداعضاءضرورت رعایت یک فرهنگ رالمس نمایند.تعهدبه اهداف،فرهنگ میسازدودمیدن روح تعهد،نیازبه فرهنگ سازی دارد.آنچه مسلم است سازمان بدون فرهنگ استمرارنخواهدداشت.

2 مرقومه در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 8:49  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(286)فرهنگ درمیان قاطبه ی مدیران دولتی

چندروزپیش پس ازنزدیک به هفت سال بالاخره مدیرکل اداره عوض شد.بیشترهمکاران درجلسه ی تودیع مدیرقبلی ومعارفه ی مدیرجدیدحضورداشتند،بعضی ازمدیران واحدهای دیگرهم حضورداشتند،اینکه چطوری یک مدیرنالایق درسیستم دولتی بتوانداینقدردوام بیاورد،مسئله ی عجیبی نیست،این مدیرآخرین مدیری بودکه درپرونده ی"لکا"دست داشت(پرونده ی لکاهمان پرونده ایست که جدول آنرادرمطلب شماره ی۲۸۳تقدیم کردم)،بله،ایشان آقای الف هستند،البته تقریبامطمئن هستم که پست حساس دیگری درانتظارایشان است،گرچه هنوزدل ازاین اداره نکنده اندودرجواراتاق مدیرجدیدبساط پهن کرده اند!آقای لام وآقای کاف هم که درپستهایی دیگردرحال خدمت هستند.خوب،درجلسه ی تودیع، ایشان طی سخنانی گرانمایه مدیرجدیدراسفارش به رعایت تقواومخصوصاپرهیزازتخلفات مالی،نمودند!این موجودبه گونه ای صحبت میکردکه گویاقبل ازایشان این اداره مملوازفسق وفجوربوده است وبعدازایشان نیزمحتملاهمینگونه خواهدبود،حال آنکه مدیرقبلی انسانی بسیاربزرگواربودکه دست آخرهمین کرامتش اوراخانه نشین کرد!جالب اینجاست که مدیرقبلی بخاطردلخوری که ازقائم مقامش داشت وفکرمیکردبنده ازدوستان قائم مقامش هستم،نسبت به منهم ظلمی کرد،ولی من هیچگاه بخاطراینکارش ازاودلخورنیستم،چون خوبیهایش به مراتب بیشترازبدیهایش بود.خلاصه آنکه مدیرجدیدپیرمردی است نزدیک به موت که نمیدانم ملاک انتخاب این پیرمغان چه بوده است!بله،داستان همیشگی،قحط الرجال!!!

2 مرقومه در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 7:54  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(285)فرهنگ سازی

یکی ازدوستان خاطره ی جالبی ازکشورسوریه تعریف میکرد،وی میگفت:درسفری که به سوریه داشتم،روزی درخیابان قدم میزدم،داشتم به این موضوع فکرمیکردم که چطورمردم واردسواره روها نمیشوند،به عبارت دیگر،مردم یاازپیاده رواستفاده میکردندویاازخط کشی برای عبورازعرض خیابان استفاده میکردند.دیگرنتوانستم تاب بیاورم،آخرمگرماازسوریه کمترهستیم؟جلورفتم وعلت راازپلیسی پرسیدم.پلیس گفت:درابتداهرچه ازمردم میخواستیم واردخیابان نشوندفایده ای نداشت،فلذابه همگان اعلام کردیم هرکسی ازفلان روزواردخیابان شودکتک میخوردواینکارراهم کردیم،اندک اندک دیگرکسی واردخیابان نمیشد!خوب،این مسئله خیلی مرابه فکرفروبرد،براستی انسان فقط به این طریق یادمیگیردکه نظم رارعایت کند؟آرمانگرایان این قبیل امورراردمیکنند،ولی واقعیت اینستکه برای فرهنگ سازی بعضی اوقات بایدتاوان گزافی پرداخت.درکشورمانمیدانم شایداینکارجواب بدهدوشایدهم نه،ولی مسلمااقسام جبربایدبکاررودتابعضی امورنظم یابد،مثلاافزایش جریمه های رانندگی یکی ازراههاییست که تاحدودی میتواندرانندگان رامجبوربه استفاده ازکمربندایمنی نماید،به هرحال پیچیدگی علوم انسانی چنان زیاداست که لزوماقوانین فرهنگ سازی دریک جامعه،قابلیت اجرادرجامعه ای دیگررانخواهدداشت.آنچه مسلم است اینکه یکی ازبزرگترین معضلات درسازمانهای ماعدم وجودفرهنگ سازان است.یک مدیرخلاق بایدیک فرهنگسازباشد.شهرداریهادرفرایندترویج نکندن گلهای سطح شهر،گامهای خوبی برداشتند.این قبیل اموربایدرواج یابد.دراین پروسه،قانونمندی بسیارمیتواندبه فرهنگسازان کمک نماید.

2 مرقومه در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 7:52  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(284)رموزفرهنگ

پرفسورمولانادرکتاب اطلاعات وارتباطات جهانی میگوید:درفرهنگ،آموزش ویادگیری به همراه انعطاف پذیری وخلاقیت،نقش کلیدی ایفامینمایند.برای اینکه درسازمان خودیک فرهنگ سازمانی خلق کنیم،بایدبرمقولاتی که گذشت توجهی خاص مبذول نماییم.ابتدائابایدماازخلاقیت لازم برای ایجادهرتغییربرخوردارباشیم،ثانیاانعطاف لازم رادرخودایجادکرده باشیم تادرصورت لزوم فرهنگی بسازیم که چه بساباقدمای فرهنگی سازمان مااختلافاتی داشته باشد.ملاحظه میشودکه خلاقیت وانعطاف پذیری ازمرزهای بسیارحساسی نسبت به یکدیگربرخوردارهستند،میتوان گفت:اگرانعطافی نباشد،خلاقیتی محقق نمیشود،ویابرعکس.به هرحال ظرافتهای علوم انسانی درهمین نزدیکی مرزهای شقوق آنست.خوب،هنگامیکه باقوه ی خلاقیت،فکری خلق شد،وباقوه ی انعطاف،چگونگی قرارگرفتن درجایگاه تبیین شد،هنگام آنست که باآموزش ویادگیری،قرارگرفتن،عملی شود.این مراحل به ترتیب ازسطوح بالای سازمان محقق میشود،تابه مرورکارگران جزء رانیزدربربگیرد.البته بحث میتواندازاینهم گسترده ترباشد،یعنی اینکه،چه بسالزومی به رخنه ی فرهنگی ازیک سطح سازمان به سطحی دیگر،نباشد.ازآن بالاتراینکه ممکن است فرهنگی درسطوح پایین درحال اجراباشدکه نیازی به اجرابرای سطوح بالایی نداشته باشد.البته اطلاع بالادستیهانسبت به ریزریزاجراییات زیردستیهابه تناسب رتبه ومسئولیت،هرچه بیشترمحقق شود،ارتباط بین سطوح آسانترخواهدشد.به هرطریق فرهنگی که بدنبال همه گیرشدن آن هستیم،بایدازراس هرم شیوع خودراآغازنماید.اینکه ازراس هرم شروع میشود،فرهنگی استکه مدیران مجموعه میخواهندخلق کنند.به نظرمیرسدپایین دستیهانیزاگربخواهندفرهنگی به مدیران دیکته کنند،میتوانندابتداازخودشروع کرده،وسپس به مدیران تسری نمایند.درآخراینکه فرهنگسازابتداازخودشروع مینماید،حال بسته به قدرت خلاقیت اوست که تاچه حدموفق شود.

2 مرقومه در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 8:34  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(283)حکایت یک درد

سال

درآمدبه ریال

درصدرشد

پیش بینی

1365

114,706,700

------------

به میلیارد

1366

221,577,770

93.17

ریال

1367

332,352,775

49.99

براساس

1368

460,478,100

38.55

افزایش

1369

1,033,624,750

124.47

50%

1370

3,377,961,000

226.81

1371

7,750,144,250

129.43

1372

11,406,763,500

47.18

1373

18,039,330,400

58.15

1374

31,481,842,790

74.52

1375

49,662,202,122

57.75

1376

84,824,901,484

70.80

1377

129,108,982,508

52.21

1378

148,471,000,000

15.00

200

1379

169,096,419,125

13.89

300

1380

450

1381

675

1382

1,012

1383

1,518

1384

2,278

مطلبی بودکه مدتهای مدیدی است باذهنم درخصوص بیان آن کلنجارمیروم،نمیدانم به صلاح است که بیان نشودیابه نفع ملک وملت است که مطرح گردد.تصمیم گرفتم چون هرلحظه امکان آنستکه که به دیدارحضرت عزرائیل نایل شوم،اشارتی ازآن رابراین وبلاگ بنمایم،تااگرخداوندفرصتی عنایت فرمودبعدهاتوضیح مفصل ازاین مجمل بنمایم.به شمااطمینان میدهم حتی اگریک روزبه مرگم مانده باشد،توضیح کامل رادراختیارتان بگذارم.به هرحال این ارقام حکایت خیانت عده ای رانت خواروحیف میل کنندگان بیت المال است.بعضی دوستان که تاحدودی ازاین ارقام مطلعندبه من پیشنهادنموده انداین اطلاعات رابه سادگی دراختیارنگذارم،چون آنهامعتقدنداین اطلاعات،میلیونهاتومان قیمت دارد،به هرحال چون مسببین اصلی هنوزپستهایی دارندکه میتوانندبرای جانم خطرناک باشند،بهتردانستم که همانطورکه تاکنون هم زمانی براینهاگذشته است،زمانی دیگرنیزبگذرد،تاشایدمنهم کمی جرات پیداکنم،چون تاهمین جاهم کلی جسارت به خرج داده ام.هیئتی ازیکی ازارگانهای بازرسی روزی به اداره ی ماآمده بودند،خیلی به خودفشارآوردم که باآنهادرمیان بگذارم،ولی وقتی ازسرنوشت کسانیکه اطلاعاتی به آن هیئت رسانده بودند،مطلع شدم،پشیمان شدم،بخصوص که بعدازچندروزآن هیئت ازطرف اداره ی مابه یکی ازمناطق خوش آب وهوای شمال رفتندتاکمی خستگی زحمات رابه درکنند!

2 مرقومه در  شنبه هفتم آبان 1384ساعت 9:49  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(282)فرهنگ مصرف وفرهنگ تولید

نزاعی همیشگی بین مصرف وتولیدوجوددارد.برای طردمصرف،دم ازتولیدمیزنند،وبرای سرکوب کردن تولید،کوس مصرف برمیاورند.امانبایدفراموش کردکه اگرمصرف نباشد،تولیدیان هیچ ندارند،واگرتولیدنباشد،مصرفیان بایدهواتنفس نمایند.امایک چیزرانبایدفراموش کرد،وآن اینکه برای رشدبایدهردوفرهنگ ترویج شود.درواقع مرزهای ایندوچنان باهم قرینندکه لزوم توجهی خاص راازسوی نخبگان ضروری مینماید.به قول شاعر"هرسخن جایی وهرنکته مکانی دارد"،آری،دریک کارخانه ی تولیدکننده ی موادشوینده،دروهله ی اول فرهنگ تولیدبایدغلبه داشته باشد،ولی همین کارخانه برای فروش محصولات خودبه رواج دادن فرهنگ مصرف درمیان مردم نیازدارد.پس میبینیم که نزدیکی این دودوست موجبات زایش فرزندی قوی بنیه ونیرومندبنام اقتصادبرتر،رافراهم میاورد.درهرسازمانی اوضاع به همین منوال است.دریک سازمان فرهنگی که محصولات صوتی وتصویری تولیدمیکند،دریک سازمان پژوهشی که تحقیقات برای مشتریان انجام میدهد،یک حجره دربازار،وخلاصه هرچه که بتوان نام بردازهمین قانون تبعیت میکنند.وای ازآن هنگام که تولیدفکرواندیشه درسازمانی به فراموشی سپرده شود،درهمان کارخانه ی تولیدی موادشوینده به تک تک کارگران بایداین اجازه داده شودکه برای تولیدمحصولات جدیدارائه ی نظرنمایند،تولیدفکرمقدمه ی تولیدات دیگراست،اگرخواهان تولیداتی بامیزان تنوع بالاهستیم،بایدبدانیم که افکاربالاهمیشه دراذهان افرادبالابه جولان درنمیایند!کسانی بهترین مدیران هستندکه برامکان نقص خودواقف،وبرامکان برتری دیگران نیزاذعان دارند.دانایی دراستفاده ازدانایان است. 

2 مرقومه در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 10:51  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(281)فرهنگ بی فرهنگی،فرهنگ برتریاپویایی فرهنگی

بحث امروزدرخصوص اینستکه بالاخره درسازمانهایمان چه فرهنگی پیاده کنیم،خوب،تاحدودی میتوانیم الگوبرداری کنیم،این درست،ولی آیاهمیشه میتوان چنین کرد؟مسلمانه،میخواهم کمی درخصوص فرهنگ غالب درسازمانهایمان بگویم،باخیلی ازارباب رجوع که مصاحبه کنیم میگویند:ای آقاهیچ فرهنگ سازمانی دراین اداره وجودندارد!...باکمی تامل...نه مسلمااینطورنیست،هرسازمانی برای خودیک فرهنگ حاکم دارد...پس درسازمانهای ماچه میگذرد...نکته اینجاست که تزلزل درشقوق مختلف اجتماعی،سیاسی واقتصادی جامعه،منجربه حاکمیت یک فرهنگ متزلزل سازمانی میگردد.جای بسی تعجب است.یک ازاساتیدمیگفت درکشوری اروپایی بااستادی دیگرصحبتی داشتم،اومیگفت:شماخوب حرف میزنید،ولی ماخوب عمل میکنیم!...کمی که درهمین یک جمله می اندیشیم،متوجه میشویم که قوانین مدون درسازمانهای ماحاکمیت محکمی ندارند.درواقع ماهم قانون اساسی داریم وهم نداریم،داریم چون متنی به این نام درکتابخانه هاداردخاک میخورد،ونداریم چون مواردخلاف قانون اساسی زیادمشاهده میشود.درواقع اگرکسی به مابگویدکه درسازمانتان فرهنگ درست وحسابی ندارید،به اومیگوییم که مامالک یک فرهنگ نانوشته وپویاهستیم...ولی بحث برسراینست که پویایی هم بایدتعریف شود،درغیراینصورت دارای یک سازمان پراکنده وازهم گسیخته خواهیم بود.فرهنگهای نانوشته وغیرمکتوب هنگامیکه موردقبول اعضاءقرارگرفته باشند،مثمروحتی مثمرترازفرهنگهای مکتوب خواهندبود،والانبایددرتوجیه بی نظمی خودبحث فرهنگ غیرمکتوب وپویارامطرح نماییم.فراموش نکنیم که فرهنگی پویاست که درموقع لزوم امکان تغییرداشته باشدنه اینکه بدون دلیل تغییرکند.

2 مرقومه در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 11:57  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(280)درآرامش روح

دیشب خودرادرروستای پدری یافتم،کسان دیگری هم بودندکه هیچکدام رابه یادندارم،بیرون راکه نگاه میکردی،انگارقطعه ای ازبهشت رامیبینی،فضاکاملاروشن وزیبابود.سمورهاآزادانه درگشت وگذاربودند،گاهی هم نیم نگاهی به من میکردند،سگهای آبی دردشت سرسبزدرحال بازی بودندوبادمهایشان برسطح آب میکوبیدند،برکه ای زیبا درمیان چمنزاربرزیبایی محیط افزوده بود،دشت بان،یک سگ آبی راکه پوستش رنگ قرمزبسیارزیبایی داشت وظاهرامریض بود،پس ازمعالجه ،درمیان سگهای آبی دیگررهاکرد.درکلبه ی روستایی ماساعتی راکه برای تعمیرداده بودند،به نحوسرهم بندی درست کرده بودند،پسرم یکی ازاسباب بازیهایش راگم کرده بود... خوب این قسمتهایی ازخواب دیشبم بود...چندی پیش شوهریکی ازدوستان همسرم که درنیروی انتظامی کارمیکند،ناگهان توسط نیروی انتظامی دستگیرمیشود،چندماهی رادرزندان بود،اندک اندک متوجه شدیم که به جرم روابط نامشروع،اختلاس،رشوه وجرائم دیگر،محکوم شده است!درنهایت اززندان آزادوبه زادگاهش برگشت وحالاآنجادرنیروی انتظامی به خدمات صادقانه اش ادامه میدهد!یکی نیست بگویدکسیکه درتهران خلاف کرده است،درشهرستان خلاف نمیکند؟تنهادفعه ایکه این مردرادیدم به همراه خانواده هایمان رفتیم پارک وساعتی رادرآنجابودیم،همین یک سفرکافی بودکه من حداقل براین مسئله واقف شوم که این خانواده شایسته ی برقراری ارتباط خانوادگی نیستند،آنچه دردآوراست اینکه بعضیهادرارتباطات خوددقت نمیکنندوچه بساباعث نابودی بنیان یک خانواده میشوند،ازتاثیردوستان برروابط خودغافل نشویم.انتخاب شریک وهمراه به این سادگیهاصورت نمیگیردکه بعضی ازمابخواهیم به هرکسی اجازه دهیم درزندگیمان واردشود.

2 مرقومه در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 9:2  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(279)مسلخ عدالت

۱۳۸۶سال پیش بزرگمردی که به اعتراف دوست ودشمن الهه ی عدالت بود،باتیغ زهرآلودتحجرودرماندگی فکری به شهادت رسید.ضرب المثل شده است که هرمدیری خودرابه علی نزدیک میکندوبرای اینکه بگویدمن چقدرعادلم به زندگی وحیات وممات آن یگانه ی تاریخ اشاره میکند.دیروزدرفکرخودداشتم باعلی صحبت میکردم،به مولاگفتم دل به چه خوش داشته ای؟این جماعت مزوروریاکار؟به خدای علی سوگندکه دراین زمان تابعین معاویه وعمروعاص به مراتب بیشترند!چه میگویم؟که حتی عمروعاص هم ازمشاهده ی چنین فریبکارانیکه مادرزمانه ی خودشاهدیم،بدنش خواهدلرزید!علی همان کسی استکه به برادرنابینایش عقیل،که سهم بیشتری ازبیت المال میخواهد،باغضب برخوردمیکند،ونزدیک است که دست اورابسوزاند!به اومیگوید:آیاراضی میشوی برویم دزدی؟عقیل میگوید:نه!علی پاسخ میدهد:دزدی ازیکنفربهترازدزدی بیت المال است!آیابراستی مادزدان بیت المال کم داریم؟میشودتقاضاکنیم اینقدرعلی علی نگویید!اول عمل کنید،اگرتوانستیدبعداعلی بگویید!براستی فکرنمیکنیدآقای جرج بوش ازماعلی وارترعمل میکند؟کمی به خودبیایید!چندی است که بحث مبارزه بامفاسداقتصادی داغ شده است!براستی تنی چندازحیف ومیل کنندگان بیت المال اینقدرآبرویشان برای شمامهم است که نمیخواهیدنامشان رافاش کنید؟یانکندافشای نام آنهاباعث بی آبرویی خودتان میشود؟شنیده ایدکه علی به دخترش که گردنبندی راازبیت المال به عاریه گرفته بوده است چنان به تندی عتاب مینمایدکه نزدیک است جان وی رابگیرد.علی جان توتاکی مظلوم خواهی ماند؟

2 مرقومه در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 10:46  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
 
لیسانس مدیریت بازرگانی ازدانشگاه تهران وفوق لیسانس مدیریت رسانه ازدانشکده صداوسیما- 1348-مدیران حیات دهندگان سازمان هستند،موضوع مدیریت معنایی شگرف درحوزه علوم راداراست وبهمین دلیل برماست که درجهت مترقی نمودن آن بکوشیم.امروزه ازهرکسی دلیل مشکلات موجودرامی پرسیم قبل ازهرچیزبه ضعف مدیریت اشاره میکند،البته حق بااوست.بایدسعی تمام کسانیکه قلبشان برای ایرانی سربلند،می تپد،این باشدکه درجهت اعتلای افتخارات ایران باستان بکوشند،ایرانی که مسلمادارای سیستم مدیریتی منحصربه فردبرای خودبوده ومیباشد.چرابه دنبال پیاده کردن الگوی مدیریتی کشوری دیگرباشیم؟مدیریت امریکایی باآن فرهنگ مطابق است ومدیریت ژاپنی نیزبافرهنگ ملت آنجا،ومدیریت ایرانی نیزبالطبع ازالگوهای فرهنگی این مرزوبوم نشات می گیرد.بایددانست که درهرکشورتنهاالگوی مدیریتی منطبق بافرهنگ آن کشورپاسخگوی مسایل مدیریتی آنست وکشورهاتنهامیتوانندازبعضی تجربیات یکدیگراستفاده کنند.اصول کلی که تمام دانشمندان علم مدیریت برروی آنهااتفاق نظردارندعبارتست از:برنامه ریزی،اجراوکنترل.البته بعضیهاموارددیگری راهم ذکرکرده اندمانند سازماندهی،رهبری و... ،بهرحال این سه مورداصول اولیه شمرده میشوندکه دربررسی مشکلات مدیریتی کشورحتمابایدبه آنهاپرداخته شود.درخصوص برنامه ریزی واجرادرکشورمان مشکل زیادی نداریم،آنچه اغلب سازمانهای ما دچارآن هستند،نقصان قوه کنترلی است،به اعتقادمحققین علم مدیریت اگریک اصل رابخواهیم برای مدیریت تعریف کنیم بایدکنترل راذکرکنیم که متاسفانه این مهمترین اصل مدیریتی درسازمانهای ایرانی بسیارکمرنگ مینماید.براستی چاره چیست؟نظام دیوانسالاری حاکم براغلب سازمانهای مازمینه سازهرفعالیت غیرقانونی شده است فقط به این دلیل که مهمترین کنترل کننده که عبارت
ازکنترل کننده درونی افراداست بایک بیماری صعب العلاج دست وپنجه نرم میکند.حرکت فرهنگی عمیقی بایدآغازگرددتااین مهمترین اصل مدیریت تحقق یابد.یک مدیرهرچنددرتعیین استراتژیهایی برای سازمان بکوشدوهرچه درجهت تحقق آنهاتلاش کندولی نتواندبرچگونگی اجراکنترلی داشته باشدسازمان خودرادرناکجاآبادبایدسراغ بگیرد.براستی ضعف اغلب مدیران مادرچیست؟بسیاری ازآنهاازآخرین شیوه های پیشرفته علم اداره سازمان مطلعندوتجربیات زیادی نیزدارندولی...

آنچه برماگذشت
خرداد 1387
دی 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
شکرشکنان شیرین گفتار
نشریه به اندیش
  مدیریت صنایع وبهره وری
  مدیریت تکنولوژی اطلاعاتی
  مهندسی صنایع تهران شمال
  مقالات مدیریت وبازاریابی
  مدیریت صنعتی
  مدیریت منابع انسانی
  چهارراه تبلیغات
  سینرژی
  علیرضامجاهدی
  خاطرات یک مدیر
  امیدجهانشاهی
  مدیران برتر
  تولیدناب
  مدیریت برتر
  امیدبه کایزن
  سنگ نوشته
  مدیریت نگهداری
  نظریه ی بازیها
  مباحث مرتبط باسیستمهای نت
  مدیریت تحول
  راه حلي براي آينده
  پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران
  درجستجوی افقی تازه-جستاری دردانش مدیریت
  مدیریت ایرانی
  مهندسی صنایع ومقالات دروس آن
  نگهداری وتعمیرات بهره ورفراگیر
  آهنگ صنعت
  مقالات انجمن علمی مدیریت بازرگانی
  مدیریت مسی
  وایمکس گروه کامپیوتروتکنولوژی پرشین
  آکادمی شش سیگمای ایران
  من ارتباط دارم پس هستم
  ارتباطات ومدیریت رسانه
  یادداشتهای یک خبرنگار
  فرهنگ وارتباطات
  گاه نوشتهای من
  گروه توسعه کارتیمی ایرانیان
  مدیریت برقلبهامازیاراحمدی
  گروه مدیریت
  مطالعات مدیریت استراتژیک
  مدیریت درهزارۀ سوم
  مدیریت صنعتی آقاکاظم
  فرهنگ کارایرانیان وغیرایرانیان
  بهینه
  جدیدترین اخبار آی تی
 
 

 

آغازفعالیت:16/03/84

راهكار مديريت
نشانی رایانه وار
مرقومه های سلف





Powered by WebGozar