تبليغاتX
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
بنام اوکه فرهنگسازترین فرهنگسازان است
__________ اولین وجامعترین پایگاه رایانه گسترفارسی زبان باموضوع فوق تخصصی فرهنگ سازمانی _________
(254)لاک پشتهاوخرگوشهادرسازمان-نظریه ی شماره ی10
یکی ازبزرگترین مشکلاتی که همیشه بین مدیران وکارمندان وجوددارد،عدم آگاهی نسبت به تفاوتهای موجودبین انسانهاست.یک مدیربایدیک روانشناس بزرگ باشد،یالااقل یک روانشناس رابین مشاورین خوداختیارکرده باشد.عدم شناخت نسبت به ویژگیهای شخصیتی کارمندان،باعث میگرددکه ماسازمانی پرتنش داشته باشیم.دوستی مسلمان میگفت مدت۶سال بامدیرمسیحی خودمشغول به کاربوده است ومشکل چندانی باوی نداشته است،ولی مدت۶ماه هم بامدیری مسلمان نتوانسته کارکند!مشکل برسرعقایدنیست،عقایدشمامتعلق به خودشماست،منتهی اخلاق سازمانی وتشخیص قابلیتهای افراد،موضوعی دیگراست که برای بقای سازمان به آنهامحتاجیم.مدیرمسیحی قابلیتهای کارمندش رادریافته بود،بنابراین مشکلی باهم نداشتند،ولی درمقابل باکمال تاسف... به هرحال کارمندانی هستندکه همچون لاک پشت آرام وآهسته کارمیکنند،ودرمقابل کارمندانی هستندکه همچون خرگوش تندوسریع ومحتملابابی دقتی کارهای خودراانجام میدهند،آیابراستی هیچکدام ازاینهارامیشودبطورکامل قبول یاردکرد؟مسلماخیر،یک مدیرشایسته میداندکه بعضی ازکارهانیازبه"آهسته رفتن وپیوسته رفتن"دارد،ودرمقابل بعضی امورفقط به سرعت نیازدارد.حال اگرجای کارمندی که لاک پشتی عمل میکندباکارمندی که خرگوشی عمل مینماید،عوض شودوآنهادرمکان مناسب ویژگیشان قرارنگیرند،تنش والتهاب درسازمان رشدخواهدنمود،مضافابه اینکه سازمان به اهدافش نخواهدرسید،همچنین روزبه روزبرمیزان نارضایتی بین کارمندان افزوده خواهدشد.درمقابل تصورکنیدمدیری راکه بادرک حساسیت موجودبین این دوکارمند،آنهارادرپست مناسب باویژگیشان قرارمیدهدکه این امرمنجربه بهبودامورسازمانی میگردد.پس فراموش نشودکه مادرسازمان به تناسب اهدافمان هم به خرگوشهانیازمندیم وهم به لاک پشتها،به شرط آنکه حاکمیت بردرون کارمندان رافراگرفته باشیم. 
2 مرقومه در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384ساعت 9:34  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(253)واماتکنولوژی
روزدوشنبه چندبرنامه ازاینترنت برروی کامپیوترم دانلودکردم،متاسفانه قسمتی ازکارکامپیوترم مختل شده است،دارم سعی میکنم مشکل راپیداکنم.ولی هنوزموفق نشده ام.نمیدانم اشکال ازکدام برنامه است.به هرحال چیزی که میخواهم بگویم اینستکه ازروزیکه وبلاگ نویسی راشروع کرده ام،خیلی دیرناراحت میشوم،منظورم اینستکه وبلاگ نویسی رنگ زیبایی به زندگی من داده است واعتمادبه نفس فوق العاده ای به من ارزانی نموده،جالب اینکه امروزدرکتاب ارتباطات انسانی دکترفرهنگی میخواندم که دفترچه خاطرات ونوشتن،تاثیرزیادی درافزایش خودباوری انسان دارد.به هرحال باآنکه دوشنبه راخوب شروع کرده بودم،درپایان روزخیلی ناراحت بودم،وحتی دیروزکه تعطیل هم بوداخلاق خوشی نداشتم،البته خیلی سعی کردم که اهل منزل ازاخلاق من مکدرنشوند،ولی به هرحال به این موضوع زیادفکرکردم که چقدرباکامپیوترم دوست شده ام،همانگونه که یک دوست ازبیماری دوستش غمگین میشود،منهم ازاختلال درکارکامپیوترم حسابی ناراحتم.بازبه این موضوع فکرکردم که چرابعضیهااینقدرباادوات پیشرفت مخالفت میکنند؟خوب هرچیزی خوبیهایی داردوبدیهایی،آیامیشودبه خاطریک بدی ازدریای خوبیهاگذشت؟چاقوهم تیزاست وباآن میشودمرتکب قتل شد،آیابایدآنرااززندگی حذف کرد؟به هرترتیب ازاین بعداگربه تکنولوژی نگریسته شودکه انسان برای ارتقای روح خودبه تکنولوژی نیازمنداست،بسیاری ازمشکلات فراروی انسان به آسانی قابل حل خواهدبود.
2 مرقومه در  چهارشنبه سی ام شهریور 1384ساعت 9:26  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(252)تعلیم دادن وگرفتن
انسان درهرموقعیت،درهرپست ومقام،درهرمکان وزمان وباهرسن وجنس،بایدآموزش ببیندویاآموزش بدهدویاهردو.کمترین آموزش مطالعه است،به این معنی که اگربه خاطرمشغله ی زیادنمیتوانیم درکلاسی شرکت کنیم،مطالعه نبایدترک شود.تابستان امسال یکی ازبهترین تابستانهای عمرمن بود،کتابی۷۰۰صفحه ای رابه پایان رساندم ودوره های اکسل واکسس کامپیوتررانیزبه پایان رساندم.انسان درپروژه ی ارتباط بادیگران ابتدابایدباخودبه تفاهم برسدویکی ازادوات خودیابی پرمایه نمودن درون وفکرخوداست که مطالعه وآموزش به این فرایندکمک مینمایند.مدیری که علم کمتری نسبت به زیردستان خوددارد،دربلندمدت ضربه خواهدخورد(منظورعلوم محض که تخصصی ویژه میطلبدنیست)،به این جهت مدیران می بایست ساعتی ازروزخودرابه مطالعه اختصاص داده،سطح دانش وآگاهی خودراارتقادهند.پویایی درحرفه ی مدیران لازمه ی کارآنهاست که قسمت اعظم این پویایی بامطالعه وارتباط داشتن بامراکزعلمی وتحقیقاتی میسراست.اگربتوان درکنارشغل مدیریتی،آموخته های خودرابه دیگران انتقال دهیم،برتری دیگری است که درجهت پرورش دانش مدیران موثراست.باعرض تاسف بایداعتراف کنم مدیرانی امروزه درسازمانهای ماوجوددارندکه به سادگی مظاهرپیشرفت وتمدن راانکارمینمایند،این بدان سبب روی میدهدکه این مدیران همگام بازمانه پیش نرفته اند،وچون حالانمیتوانندبامظاهررشدوترقی دست وپنجه نرم کنند،ترجیح میدهندآنهارامردودبشمارند.فراموش نکنیم که دانشمندبزرگ ایران زمین-بوعلی سینا-هنگام مرگ سوالی راازیکی ازدوستانش که بربالینش حاضربوده است میپرسد،آن دوست جواب میگویدومیپرسد:دراین حالت سوال کردن موردی دارد؟واین نابغه ی بزرگ میگوید:"بدانم وبروم بهترازآنستکه ندانسته بروم"!
2 مرقومه در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384ساعت 8:33  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
کارمندان به نوبت بیایندآقای مدیرباآنهاکاردارد!
Contact to the boss
2 مرقومه در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 19:12  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(250)مدیریت درمانی
چندی استکه استادسبزواری که بی گمان یکی ازبزرگترین ادیبان معاصراست،دربستربیماری به سرمی برد.تاسف اززمانی شروع میشودکه ایشان الان برای بیماری اصلیشان که ظاهرایک ناراحتی گوارشی بوده است،دربستربیماری به سر نمیبرد!بلکه به خاطرسهل انگاری کادردرمانی بیمارستان دکترشریعتی است که ایشان هنوزدربستربیماری به سرمیبردواحتمالایک دست خودرااندک اندک ازدست خواهدداد!بله ماجرازمانی شروع شدکه ایشان برای معالجه ناراحتی گوارشی به بیمارستان دکترشریعتی مراجعه میکندویک آمپول که بایدبه ایشان تزریق میشده است،اشتباهابجای اینکه دروریدتزریق شود،درسرخرگ تزریق میشود،تاکنون قسمتی ازیکی ازدستهای ایشان ازکارافتاده است...براستی تابه کی بایدشاهدچنین اهمال کاریهایی باشیم.آیاکمترین جرمی که برای فردخاطی بایستی درنظرگرفته شودانفصال دایم ازخدمات پزشکی نبایدباشد؟ببینیم چه میکنند!اگربا خطاکاربرخوردسریع وآنی صورت نگیرد،به راستی آب روی آب بندمیشود؟چه بسیارخطاکارانی رادرجای جای این کشورسراغ داریم که به راحتی درمیان مردم میگردندوفرهنگ فسادوفحشا،ظلم وتجاوز،اهمالکاری،تجاوزگری وغارت رادرمیان مردم رواج میدهند.اگردزدهاکیفرکارشان راببینند،ازمیزان دزدیهاکم نمیشود؟ماوشمازیادسراغ داریم مواردی راکه اگرپزشکهابه وظیفه خودشان درست عمل میکردند،شاهدبسیاری ازمرگ عزیزانمان نمیبودیم!بیمارستان کودکان مفیدنیزیکی دیگرازاین موارداست،چندی پیش کودکم رابرای معالجه دراین بیمارستان بستری کردم ولی چنان سوسکهاروایتگردیوارهای سوراخ سوراخ بیمارستان میکردندوکادردرمانی باکودکان دست وپنجه نرم مینمودندکه روزبعدکودکم راازآن خانه ی مرگ فراری دادم.جالب اینجاست که هرچندوقت یکبارمیشنویم که فلان کشف دربیمارستان دکترشریعتی تحقق یافت وفلان ابداع دربیمارستان مفید!!!آه خدای من افسوس...
2 مرقومه در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 8:34  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(249)آیاسکوت همیشه نشانه ی رضایت است؟
آری به قول آن گوینده:"سکوتم ازرضایت نیست دلم اهل شکایت نیست".درهرسازمان کوچک وبزرگی، اعضای مجموعه بایداین زمینه برایشان فراهم باشدکه آزادانه سخن بگویند.موفقترین مدیران حتی اگرشده به تمام حرفهای اعضاء گوش هم ندهند،ولی برای آنهااین امکان رافراهم میکنندکه به ابرازنظربپردازند.یک تئوری جامعه شناسی میگویدتمام جوامع نهایتابه دیکتاتوری ختم میشوندوبس.دربهترین حالت جامعه ای متصوراست که رهبری کاریزمابرآن حکومت میکند،بامرگ این کاریزما،رهبربعدی ازقدرت کمتری برخوردارخواهدبودوبه همین میزان هنگامیکه ازمیزان کاریزمایی یک رهبرکاسته میشود،ازمیزان مشارکت مردم درسرنوشتشان نیزکاسته میشود.هنگامیکه مردم نتوانندآزادانه عقایدونظرات خودرامطرح نمایند،اندک اندک این حس درانسانهای آن قوم تربیت میشودکه مادرسرنوشتمان هیچکاره ایم،غده ای دردرون آنهاشکل میگیردکه عنقریب سربازمیکندوسمی که ازآن تراوش میکندجامعه رابه فسادوتباهی میبرد.سردمداران چنین حکومتهایی برای جلوگیری ازبروزاین وضعیت برمیزان اعمال دیکتاتوری می افزایند.البته همانگونه که قبلاگفتم نوعی دیکتاتوری پیشرفته نیزامروزه اعمال میشودکه بگونه ای سرملتهارامیبرندکه نه پنبه ای خونین شودونه سری بجنبد!....به هرحال برمدیران است که به کارمندانشان اجازه دهندلااقل احساس وجودداشته باشند.بایداین فکرحاکم شودکه بعضی اوقات فکری درسرکارمندوجودداردکه هزاران کارآفرین وخلاق نیزبه آن نمی اندیشند.
2 مرقومه در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 14:2  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(248)پویا
دیروزیکصدمین روزتاسیس وبلاگم بود.ازمسئولین بلاگفاتشکرمیکنم که این فرصت رادراختیاربنده نهادندتابتوانم به ارائه نظرات خودبپردازم.درواقع دوست داشتم دست کسی راکه پدیده ای بنام وبلاگ راابداع کرد،ببوسم.وبلاگ زمینه ای است برای پرورش استعدادهاییکه شایداگروبلاگ نبود،حتی تاآخرعمرهم امکان بروزنمیافت.به هرحال دیروزیکی ازبهترین استادهایم رادیدم،جناب آقای دکترابطحی،درواقع یکی ازعلتهای مهمی که فکرمیکنم هنوزیک کارمندساده دریک اداره ی دولتی هستم(باآنکه دوتجربه ی کوتاه وظاهراناموفق مدیریتی درسازمان دولتی داشته ام)اینستکه هنوزیادنگرفته ام چطورهوای مافوقم راداشته باشم!بااین اوصاف زمانیکه استادم رادیدم نزدیک بوددست وپای خودم راگم کنم.چون ازنهایت درونم به این استادعلاقه مندم.ایشان کسی استکه احساس وحرارت رابه دانشجویانش می آموزد.مطلب علمی درس،سویی است،ولی روح تعهدی که استاددرکالبددانشجومی پرورد،سوی اصلی است.شورونشاط،پویابودن درکار،عشق به فراگیری ودانستن وآگاهی(اول درخودوبعدانتقال به دیگران)،تنوع طلبی،تغییروتحول،مداومت درکار....همه ی اینهااصولی بودندکه ایشان درکناردرس به من آموختند.همیشه برایشان آرزوی توفیق دارم.بگذاریددراین مناسبت اعترافی کنم وآن اینکه خیلی ازکسانیکه شمادرلینکهای وبلاگ من میبینید،مدیرانی موفق هستندکه من خودم رابخاطرموضوع موردعلاقه ام،به آنهاچسبانده ام،نمیدانم درحوزه ی اجرامیتوانم مدیری موفق باشم یانه،ولی درحضورتمامی شمافریادمیزنم که یک نظریه پردازعلم مدیریت درعرصه ی بین الملل خواهم شد.
2 مرقومه در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 9:37  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(247)اعتمادبه نفس
بسیاری ازوالدین ازاینکه فرزندشان رابرای خریدبیرون بفرستند،واهمه دارند.اینکه فرزنداسباب بازیهایش راخودش جمع کندنکته ی بسیارمهمی است که خیلیهابه آن دقت نمیکنند.هنگامی که واردسنین دبستان میشود اندک اندک بایدبه وی طریقه ی صحیح خرج کردن راآموخت.اندک اندک مبالغ بیشتری ازپول بایددراختیارش نهادومراقب بودتاببینیم چطورسرمایه ی خودرامدیریت میکند.هیچوقت نبایدبه او گفت"تونمی فهمی"!باارشادتان اجازه دهیدخودشغلی پیداکندتاتجربه کارکردن بادیگران رابیاموزد.حتی اگرشده اورامجبورکنیدورزش کند....خوب،خیلی ازاین مسایل که درسازمان کوچک خانواده مصداق داشت،درسازمانهای بزرگ هم به رنگی دیگرمبتلابه است.درسازمان نیزبایدبه کارمندان میدان دادتااظهارنظرکنند.اگرکارمندان بدون واهمه اشکالات راباشمامطرح نمایند،بهترازآنستکه شکایت ازنحوه ی عملکردشمابه رقبایتان ببرند.ضمن آنکه بطورنامحسوس بایستی کارمندانتان راکنترل نمایید،به آنهابفهمانیدکه قائل به حاکمیت جواعتماددرسازمان هستید.این قضیه بسیارمهم است که حتماکنترل نامحسوس باشد،چراکه اگرکارمندانتان احساس نمایندکنترل می شوند،ازکارخواهندزدضمن آنکه نارضایتی شغلی اندک اندک سازمان رانابودخواهدکرد.مطمئناهمه مامدیرانی راسراغ داریم که باکنترل محسوس نه تنهابه اهدافشان نرسیده اند،که همه آرزوی مرگ آنهارادارند.بی گمان مدیران موفق دارای کارمندانی خلاق هستند،این مدیران باشناسایی درون کارمندان میدانندکه آنهاشایسته ی انجام چه کاری هستند،آنان بسیاری ازاین رموزراازخودکارمندان فراگرفته اند!

2 مرقومه در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 8:38  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(246)الگوهادرسازمان
شب گذشته درحالیکه جوانی ازفامیل هم مهمانمان بودمشغول صرف شام بودیم.ساعت۲۱.تازه اخبارتلویزیون شروع شده بودکه پسرهفت ساله ام ازمن درخواست کردتاسریال شبکه ی دیگری راببیند.منهم بادلخوری اینکارراکردم.سریال شوالیه ی سیاه پوش.داستان کلی سریال درخصوص قهرمانی است که همیشه بابدیهاوظلم میجنگد.باآنکه بسیارکارداشتم وضمنامشغول صرف شام هم بودیم،سریال راتابه آخرنگاه کردم.بعدازاتمام آن به این فکرکردم که چه چیزی اینقدرباعث جذابیت این فیلم شده است،درحالیکه تصاویروصحنه های خیالی زیادی دراین فیلم وجوددارد.بعدازفیلم پسرم ومهمانم درحالیکه حداقل۱۰سال باهم تفاوت سنی دارند مشغول مبارزه ای مشابه مبارزه ی قهرمان فیلم شدند.تمام این مسائل راکه جمع بزنیم به یک نکته ی حائزاهمیت دست میابیم،وآن اینکه انسانهانیازبه الگودارند.سازمان نیزازاین قاعده مستثنی نیست،ضمن آنکه سازمانهاهرچه بزرگترباشندبیشتربه الگونیازخواهندداشت.انتخاب کارمندنمونه ی هفته،ماه وسال یکی ازاین تدابیراست که به نوعی این حس رابه کارمندان القاء میکندکه الگودرسازمان چه خصوصیاتی دارد.همچنین است کارمندفروش برتر،کارمندخوش اخلاق برتر،مدیربرتر،کارمندمردبرتر،کارمندزن برتر،برتربه انتخاب خودکارمندان،.... وبه هرحال اینکه بسیاری ازنقاط ضعف سازمانهاباپرورش الگوهایی مناسب بافرهنگ حاکم،اندک اندک ازبین میروند.یکی ازمهمترین دلایلی که بی هویتی روزبه روزدرمیان جوامع شیوع بیشتری میابدآنستکه بطورطبیعی خواسته های مردم درحال فزونی است ولی الگوپروری همسان بااین روندبه پیش نمیرود.
2 مرقومه در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 9:34  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(245)بی نظمهاکجایند؟
تاپایان نیمه اول تیرماه امتحاناهای ترم قبل تمام شدوازهفت استاد پس ازدوهفته چهارتن ازآنان نمره هارااعلام کردند،یکی ازآنهاتازه همین هفته ی پیش نمره هارااعلام کردودوتن ازآنان نیزهنوزاعلام نکرده اند!چهارم مهرماه هم انتخاب واحداست!گاهی میگویندمدارک دانشکده موردتاییدوزارت علوم است وگاهی زیرهمه چیزمیزنند!گاهی میگویندبجای پایان نامه میشودترجمه ارایه دادوگاهی میگویندخیر!اخیراهم شنیده شدکه بجای پایان نامه یک درس۴واحدی بگذارند!استادی یک روش داردواستادی دیگرروشی دیگر!یکی میگوید:این چهارچوبی استکه آموزش گفته بایدتدریس شودویکی میگویداینهاهمه چرت است دانشجوبایدبفهمدوجلوبرود!...مادرکلاسمان جمع نسبتاخوبی داریم که بایکدیگروبااساتیددرموردمسایل مختلف زیادبحث میکنیم.یکی ازبحثهای عمده ایکه داریم درهمین خصوص است که براستی بی نظمی ازکجانشات میگیردومسئول اصلی کیست؟خوب،اساتیدودانشکده اول ازهمه دانشجویان رامقصرمیدانند،دانشجویان هم درمقابل آنهارامقصرمیدانند!این وضعیت دردوره ی لیسانس هم وجودداشت،آنهم دردانشگاه تهران!ولی تکلیف چیست؟آیاتاآخرمیخواهیم توپ رادرزمین یکدیگربیاندازیم؟البته من بیشتراوقات میزنم به ریشه ونظام آموزشی رامقصرمیدانم.ولی اینهم نشد.اصلابرویم بالاتر،شورای عالی انقلاب فرهنگی چطوراست؟...ولی نه...اینهم چاره سازنیست!بله،عزمی راسخ لازم است تاهمه دست دردست هم،نظامی پیراسته ازهرگونه بی نظمی ترتیب دهیم.
2 مرقومه در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 9:18  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(244)انواع ارتباط ونظریه ی شماره ی9
دکترفرهنگی درکتاب ارتباطات انسانی ارتباط رابه ارادی وغیرارادی تقسیم نموده اندوبنابراین نتیجه گرفته اندکه دریک واحدکوچک ارتباطی چهارحالت رخ می دهد:۱-فرستنده ی پیام برآنچه ارسال می کنداراده ودرک وفهم داردوگیرنده نیزبرآنچه دریافت میکندبینش داردیعنی هردوطرف ارتباط می فهمند چه گفته اندوچه شنیده اندمانندآنکه دوعالم باهم مشغول بحثی علمی هستند،فرداول مطلبی می گویدوفرددوم آنراردمیکندومجددافرداول برای ردایرادفرددوم واردمیدان میشود۲-فرستنده برارسال فهم داردولی گیرنده بردریافت فهمی ندارد،مانندخیلی ازاوقات که تلویزیون روشن است ولی اعضای خانه به کارخودمشغول هستندیامانندآنکه کسی باشماصحبت می کندولی شمابه فکرسررسیدچک وسفته های خودهستید۳-فرستنده درکی ازآنچه میگویدنداردوگیرنده هم فهمی نداردمانندوقتی درکلاس اول ابتدایی شعری سنگین به لحاظ ادبی راحفظ کرده ایم ومشغول خواندن هستیم ومعلم ودانش آموزان نیزبه کارخودمشغولند۴-فرستنده درکی ازآنچه می گویدنداردولی گیرنده ازقوه دراکه ی خودبهره میبردماننددانشجوییکه متنی انگلیسی رابرای استادمیخواندزمانیکه دانشجومعنی متن رانمی داندولی استادمسلط برمتن میباشد.آنچه دراین بین به نظرمیرسدآنکه ماارتباطات نیمه ارادی نیزداریم که بااین حساب۹حالت متصورمیشود.ماهمه بعضی اوقات درابتدای سخن بااراده وفهم کامل شروع میکنیم ولی به لحاظ پاره ای اختلالات سیستم ارتباطی همچون فشارهای هیستریک،دراثنای کلام سخنی برزبان جاری میشودکه بدون قصدونیت مابوده است،بی گمان شماهمه ازاین قسم تجربیات داشته اید.امااشاره ای گذرابه اقسام نه گانه:۱-گیرنده وفرستنده هردومرید۲-گیرنده وفرستنده هردوغیرمرید۳-گیرنده وفرستنده هردونیمه مرید۴-فرستنده مریدوگیرنده غیرمرید۵-فرستده مریدوگیرنده نیمه مرید۶-فرستنده غیرمریدوگیرنده مرید۷-فرستنده غیرمریدوگیرنده نیمه مرید۸-فرستنده نیمه مریدوگیرنده مرید۹-فرستنده نیمه مریدوگیرنده غیرمرید.
2 مرقومه در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 10:2  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
نه،اون کارمند نمونه ماه نیست،اون مدیرماست که فقط گفته زودترازموعدبازنشسته میشه!
Boss-01-50%.jpg (20890 byte)
2 مرقومه در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:14  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
کارمندبه حقوق بیشترمی اندیشدومدیربه اینکه بایدمراقب باشدتابی پول نشود!
I ... more money . .
2 مرقومه در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 18:8  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(241)مرزهای استفاده از پوسیدگان!
یکی ازبحثهایی که درسازمانهای کوچک وبزرگ زیادبرروی آن بحث می شوداینستکه ماتاچه حدمجازیم ازپیرها،سالخورده هاوقدیمیها درسازمان استفاده کنیم.بسیاری ازسازمانهااین اصل راپذیرفته اندکه بکارگماردن جوانان دربعضی مناصب ریسک بالایی برای سازمان به همراه خواهدداشت،وبالعکس بکاربردن غیرجوانان نیزدربعضی شغلهامیتواندخطرآفرین باشد.دراین بین مرزی وجودداردکه سازمانهاباآشنایی نسبت به مسیری که سازمان میخواهدبپیماید،برای خودتعریفی مطرح مینمایندتابهتربه اهداف نائل شوند.درکشورمابعضامشاهده میشودکه ازبعضی عناصرقدیمی درپستهایی که جوانان بهترازپس آنهابرمیایند،استفاده میشود.بزرگ نمودن این پوسیده های سازمانی نه تنهاهیچ سودی برای مانخواهدداشت،بلکه باعث خواهدشدتااعضای سازمان احساس شادابی خودراازدست بدهند.بزرگ نمودن عناصری چون کروبی ورفسنجانی وبعضی عناصردیگردرعرصه ی سیاست کشور،درهمین راستاست.بیراهه نرویم.همه میدانیم که کیسینجریکی ازبزرگترین سیاستمداران تاریخ سیاست دنیاست،ولی چگونه است که علی الظاهرهیچ پست سیاسی خاصی درآمریکاندارد.بله،خودکیسینجرمیداندکه اگراودرظاهرکاره ای نباشد،بهترمیتواندکمک کارسیاست آمریکاباشد.افکارعمومی میزانی است مهم که متاسفانه سیاستمداران کشورمان دراغلب اوقات ازآن غافل هستند.پس بیاییدوبه خاطرخودتان هم که شده اینقدرعناصرپوسیده رابزرگ نکنید!اشتباه نکنید.ازتجربیات ونظرات قدیمیهابایداستفاده کرد،ولی علم کردن جنازه ایکه بوی گندآن همه جاراپرکرده است به صلاح نیست.این جسدفقط به دردکودمیخوردوچه بسادررده ی بهترین کودهاهم شمرده میشود.

2 مرقومه در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 13:1  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
من راجع به بازارسهام مطالعاتی دارم،اگه امروز5دلارسرمایه گذاری کنیم،یکشنیه میتونیم بریم سینماوپیتزاهم
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 13:1  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
من زبونموسوراخ کردم که هروقت خواستم،بتونم یواشکی آبنبات چوبی لیس بزنم تامجبورنباشم اونوبا همکارام تق
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 12:57  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
مرد:این خواب خیلی کسل کنندست،دلم میخوادپول دربیارم.زن:نه...!
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 12:22  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
ماهمه بر یه هدف کاری مشترک اتفاق نظرداریم،اماهنورنتونستیم مدیرمونو مجبورکنیم خودشوبسوزونه!
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 12:19  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
زندگی پرازاسترسه،قمارازدواج،شغل،ویه تلویزیون پرازبرنامه!
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 12:12  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
آقای مدیر یه ماموریت یه هفته ای به بیرون شهربه من داده،اونجاهمایشی برگزارمیشه باشرکت افرادیکه مدیراش
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 12:8  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
هندرسون همیشه ازپشت به انسان خنجرمیزنه،جالبه که تودانشکده هم مربی شمشیربازی بود!
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 11:52  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
پیشرفتهای بانکداری آنلاین.برای ناسزاگویی به تحویلدارگستاخ شماره1رافشاردهید،شماره2برای لاس زدن بایک ت
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 11:41  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(232)پاچه خوری درسازمان!
خوب،اینکه بخواهیم این مسئله ی حیاتی راکاملامنتفی بدانیم هم درست نیست(علی الظاهرتنهاپاچه خوری کاملامجاز،پاچه خوری برای حضرت خالق می باشدوبس).درواقع پاچه خوری هم حدوحدودی داردومسئله زمانی حادمی شودکه مرزهای حیات بخش،پشت سرگذاشته شوند.درست حدس زده اید،هرانسانی برای حیات وممات خودبه درصدی ازپاچه خوری نیازمنداست،ومابه این قسم پاچه خوری می گوییم پاچه خوری معقول.بگذاریدروی درصدهامانوربدهیم،حدوداتا۵۰٪پاچه خوری برای انسانهامجازشمرده می شود،که البته این مسئله نیزدرانسانهای مختلف متفاوت است،انسانی ممکن است با۱۰٪پاچه خوری امرارمعاش کندوانسانی هم با۴۹٪،مسلمااین دونفردردیدگاه سازمانی متفاوت هستند.اماامان ازوقتیکه پاچه خوری ازمرز۵۰٪تجاوزکندوبه ۱۰۰نزدیک ونزدیکترشود.سازمانهاهرچه بزرگترباشند،پاچه خوران بیشتری دردامان خودتربیت خواهندکرد.مدیران غالباحائزدرصدهای بالای پاچه خوری هستند.البته افرادبرای همطرازان وفرودستان کمتربه پاچه خوری نیازپیدامی کنند،منتهی برای فرادستان است که پاچه خوری مفهوم میابد.گرچه،اعمال تمامی این درصدهاتابع نیازانسان به برآورده شدن خواسته هایش می باشد.به هرترتیب آموزش اصول پاچه خوری هنوزبطورمدون درمدارس آموزش داده نمی شودوافرادبیشترازخلاقیتهای وجودی خودبرای فراگیری این اصل مهم وحیاتی،بهره می برند.خیلی ازمامطمئنازمانی بوده استکه باخودمی اندیشیم:فلانی توچه احمقی،باکمی پاچه خوری کارت راه می افتاد،چراآنکاررانکردی!
2 مرقومه در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 10:7  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
من رمزموفقیت درسرمایه گذاری آنلاین روکشف کردم.اگه کلیدهای کنترل،آلت وشیفت روبگیری ودرهمون حال دکمه ا
2 مرقومه در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 17:6  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
اوه،انگارپسرم دیوارحمامشوبادیسکتهای تبلیغاتی که ازطرف شرکتهابراش میاد،تزیین کرده!
2 مرقومه در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 17:1  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
من میخوام کارت ویزیتم اینقدربزرگ باشه که جایی برای اسم،آدرس،شماره تلفن،شماره فاکس،شماره مودم.....
2 مرقومه در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 16:56  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
ازطرف ریاست یک طرح تنظیم سلامتی جدیدابلاغ شده،ازامروزبه بعدهمه بایدتندترکارکنند!
2 مرقومه در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 16:49  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
منکه مشکل بهره وریمون روتوضیح دادم،ماکامپیوترهای سریعی روبکارگرفتیم،منتهی فراموش کردیم اپراتورهای سر
2 مرقومه در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 16:45  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
فرد،شرکت درفعالیتهای ورزشی الگوی خوبیه برای گروههای کاری،امادفعه دیگه فوتبال،بسکتبال یابیسبال بازی ک
2 مرقومه در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 16:41  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
این بدترین نوع بزرگ شدن شکمه که تاحالادیده ام!
2 مرقومه در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 16:31  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(224)پارامترهای فرایندارتباطی
اولین ومهمترین گزینه ایکه مدیران بایددرسازمانشان به تقویت آن بپردازند،مقوله ایست بنام فرایندارتباطی.آقای دین بارنلوندعقیده داردکه درارتباط بین دونفر(حداقل تعداد برای برقراری ارتباط)شش پارامتربه چشم میخورند:۱-شناخت فردی که آغازکننده ی ارتباط است ازخود۲-تلقی فردآغازکننده ی ارتباط ازدیگری۳-تلقی آغازکننده ازاینکه فرددیگردرمورداوچگونه می اندیشد۴-شناخت فرددیگرازخودش۵-تلقی فرددیگرازمن۶-تلقی دیگری ازاینکه من درباره ی اوچگونه میاندیشم.قبل ازهرچیزفردی که میخواهدآغازارتباط نماید،بایستی به شناختی درخوربه شایستگیهاوتواناییهای خوددرموضوع موردعلاقه دست یابد.وی بایدبداندموضوعی راکه میخواهدمطرح نماید،به چه دلیل شایستگی مطرح شدن پیدانموده است؟اوبایدتمام راههای ممکن برای حل مشکل خودرابررسی نماید.میبایست برتمام زوایای موضوع پروازکندوتمام پیچ وخم دستگاه ادراکی رابازبینی نماید.خداوندنیزمیفرماید:"کسیکه خودش رانشناخته باشد،ازشناخت من نیزعاجزخواهدبود".گام دیگرشناخت دیگری است،شناخت امیال وآرزوهای مخاطب برای ماباعث سودآوری(مادی ومعنوی)کلان خواهدشد.هنگامیکه مخاطب حس نمایدکه به احساسات اواحترام گذارده میشود،ارتباط موثرعینیت میابد.شناخت خطاب کننده وخطاب شونده ازخودودیگری باعث خواهدشدتااختلالاتی که درفرایندارتباطی به وقوع می پیوندد،به حداقل برسد،وبالطبع شرایط برای نیل به اهداف ارتباطی مهیامیشود.مقتدرترین مدیران عالم کسانی بوده اندکه ارتباط بین خودوجامعه ی اطرافشان رادربهترین حالت ممکن استوارنموده اند.
2 مرقومه در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 8:47  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
آقای قهوه،به دلیل تلاش خستگی ناپذیرتان برای افزایش کیفیت قهوه دراداره،جایزه بهترین کارمندماه بازهم ب
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 16:30  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
خدمات بازرگانی وسرمایه گذاری.من سی هزارماهی برای دوران بازنشستگیم جمع کردم،دوست دارم طوری نگهشون دار
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 16:21  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
گربه مدیر:وقتی مبلهاروپاره کردی،بلندگوهای استریوروپنجولی میکنی،بعدش زبونتوهی میکنی توکره هاودرمیاری،
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 16:15  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
مدیرخواسته بی چک وچونه30%موجودی روبه آتلانتا،30%به نیویورک،30%به شیکاگوو30%بقیه روهم به لس آنجلس بفر
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 15:1  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
سال2005-حمل کالابه هرمکان.یه مشتری پیداکردم که40ساله داره اشتباه میره،میخوادبدونه میتونیم اونوبه سال
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 14:43  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
سوراخ کردن گوشام جالب بود،سوراخ کردن بینیم جالب بود،سوراخ کردن زبونم جالب بود،سوراخ کردن چشمام فکربد
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 14:33  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
گامهای تکنولوژی!
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 14:27  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
من اولین کامپیوترهای روبینی رو18ماه پیش معرفی کردم،فروشنده هاخیلی کمترازحدانتظارکارمی کنند!
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 14:12  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(215)اگرنمی توانیدبرجانهاحکومت کنید،لااقل براجسادحکم برانید!نظریه شماره8
امروزمی خواهم درخصوص موضوعی صحبت کنم که می تواندراه حلی باشدبرای آنانکه می خواهنددراین مملکت فرمانروایی کنند،این فرمانروایان می توانند،فرمانروای یک یامیلیونهاایرانی باشند.باپیران کوچه وبازارکه صحبت می کنیم همیشه ازاقتدارشاهانی می گویندکه بی گمان یکی ازمهمترین خصایص آنهابرخوردتندباخطاکاران بوده است.آنچه درجامعه ی امروزایرانی شاهدآن هستیم گسترش روزافزون آمارخلافکاران است.این درحالی است که درتمام کشورهای دنیابه این نتیجه رسیده اندکه باخلاف کاران بایدبرخوردشود.لزومی نداردارواح یاسیاه باشندیاسفید.ارواح سفیدکه کاری به دیگران ندارندوارواح سیاه هم بایدمجازات شوند.آنچه موردبحث است ارواح خاکستری است که بیش از۹۰درصدمردم دنیادارای چنین ارواحی هستند.جذب نمودن ارواح خاکستری برابراست باپیروزی واقتدار،واین همانستکه وارستگان تاریخ بدنبال آن بوده اند،ولی بایددانست که حاکمیت برنهادارواح خاکستری به آسانی میسرنمی گرددواین خصیصه تنهاازآن کسانی است که دارای ارواح سفیدهستند.اماپس چه بایدکرد؟البته آنچه درحال حاضرحکام وفرمانروایان دنیابه آن عمل می کنند(که حتی این هم درکشورماعمل نمیشود!)مجازات ظاهری خطاکاران است.مجازات خلافکاران حتی درظاهر،تاحدودزیادی برطول فرمانروایی حکام می افزاید.پس درآخرمیگویم:حال که برارواح مانمی توانیدحکم برانید،شریک دزدورفیق قافله هم نباشید،اشتباه نکنید،میدانم درهیچ کشوری صالحان حکومت ندارند،ولی حداقل دیکتاتوری خوب باشید،همانگونه که آمریکاییها،انگلیسیها،آلمانیها،فرانسویهاوخیلیهای دیگرفنون پیشرفته ی دیکتاتوری رااعمال میکنند.به مردم حق دهیدکه درمیان دیکتاتورها،دیکتاتورهای خوب راترجیح دهند!!!
2 مرقومه در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 8:30  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
امروزجایزه بهترین فروشنده سال روگرفتم،بعدشم اونوفروختم به لاری200دلار!
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 17:16  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
خانم منشی بااون صدای بلندوجیغ جیغوش مدام میناله،جالب اینه که حتی دردریافت فاکسهاهم مشکل داره!
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 17:13  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
مادراینجاازمونیتورهای کوچک استفاده میکنیم،چون اونامشکلات روکوچیکترجلوه میدند!
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 17:6  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
تکنولوژی کارمنو خیلی راحت کرده،هرروزبه ایمیلهای صوتی گوش می کنم وبعدمیرم خونه!
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 17:3  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
ماشین شغل یابی!
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 16:59  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
خوب،دلت میخوادامروزچه جوری شکنجت کنم؟بخوابونمت روی تخته چاقو،توروغن داغ بندازمت یااینکه مجبورت کنم ا
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 16:45  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
وقتی دستشویی بودی،رقیبمون وب سایتشوراه انداخت،همه مشتریامونوازمون گرفت وبالاخره ماروازکاربیکارکرد!
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 16:38  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
داغ بودن قهوه بزرگترین چالش مابود،تااینکه ناچارشدیم بیانیه ماموریت شرکت راتغییردهیم!
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 16:32  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
النور،نمیتونم باهات بیام سینما،من هنوزبه اصول سال1937پایبندهستم!
2 مرقومه در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 13:27  توسط محمدعلی دوست محمدی | 
(205)مدیریت درون3
خوب،ایندفعه سفری داشتم بازهم باپای پیاده ازمبدامیدان گرگان ومقصدبی بی شهربانو،حرکت۶صبح،نقشه ی تهران راکه ببینیدبه طرزجالبی اگرمسیرهای یکطرفه وطرح ترافیک راکناربگذاریم میدان گرگان مستقیمابه سمت شاه عبدالعظیم میرودوازآنجابه سمت چپ باچندپیچ به بی بی شهربانومیرسد.خوب،بایک قمقمه آب ویک کلاه وعینک به راه افتادم،خیابان گرگان،میدان ابن سینا،میدان بهارستان،خیابان فداییان اسلام،...دراین مسیرچندامامزاده ی دیگرهم وجودداردکه سری هم به آنهازدم،ازجمله امامزاده محمد،سیداسماعیل،بی بی زبیده،...خوب،من شایدخیلی به جهت روحی قوی نباشم منتهی برای تقویت روح خودم بایدبه کسانیکه مراحلی راطی کرده اندمتوسل بشوم،زنده ی این افرادخیلی به سختی یافت می شوند،ولی رسیدن به آرامگاههاواستعانت ازروح بزرگ این افراد،کمی راحت تراست.گرچه تاحالاچندموردپیداکردم که درقیدحیات هستندوفیوضات زیادی ازآنهاگرفته ام.قسمت زیادی ازاین مسیردرشهروخیابانهاست که انسان فرصت کمتری برای اتصال به منبع وجودپیدامیکند،منتهی خصوصاازشاه عبدالعظیم به سمت بی بی شهربانومسیر،کمی بازمی شودوآن روح سفرکه به دنبال آن هستم بهتردست می دهد.ساعت۱۱به شاه عبدالعظیم رسیدم.زیارت واستراحتی کوتاه وحرکت به سمت مقصدنهایی،درراه،سبزی زمینهاورودخانه ی جاری جلوه ی زیبایی ازحیات الهی راظاهرمیسازد.می گویندبی بی شهربانودختریزدگردسوم آخرین پادشاه ساسانی است که ضمناهمسرامام حسین(ع)نیزبوده است،وامام چهارم شیعیان درواقع نوه ی مادری یزدگردسوم است،خدایادراین قضیه چه حکمتی ن